داشته است كه موسى داشته است ؛ و هارون محبوبترين مردم و با فضيلتترين آنها در نزد موسى بوده است . خداوند عزّوجلّ از زبان موسى حكايت مىكند كه :
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً .
« 1 »
« بار پروردگار من ! سينهء مرا براى من بگشا ! و أمر مرا براى من آسان كن ! و گره را از زبان من باز كن ، تا سخن مرا بفهمند ! و از براى من از أهل من هارون را كه برادر من است ، وزير من قرار بده ! پشت مرا به دو استوار كن ! و او را در أمر من شريك گردان ؛ تا تسبيح تو را بسيار كنيم ؛ و ذكر تو را بسيار گوئيم ! »
خداوند اين سؤال و حاجت موسى را پاسخ مثبت داد ؛ و در اين تمنّا و خواهش مسئلت او را برآورد ؛ آنجا كه گويد : قَدْ اوتِيتَ سُؤْلَك يا مُوسَى . « 2 »
« إى موسى ؛ حاجتت برآورده شد ؛ و مسئلتت داده شد ! »
و نيز خداوند از زبان موسى ، خطاب به هارون در قرآن كريم حكايت مىكند :
وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ .
« 3 »
« و موسى به برادرش هارون گفت : در ميان قوم من به عنوان خلافت و جانشينى بمان ! و إصلاح امور امَّت را بنما ؛ و از راه مفسدان پيروى مكن ! »
و بنابر اين آيات ، چون رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » ، أمير المؤمنين « عليه السّلام » را نسبت به خودش ، همان نسبت هارون با موسى را قرار داده است ؛ براى أميرالمؤمنين واجب و ثابت مىشود جميع مقامات و درجاتى را كه هارون داشته مگر آنچه را كه عرف تخصيص مىزند همچون اخُوَّت ؛ و مگر آنچه را لفظ روايت اشتباه مىكند همچون نبوّت ؛ و اين فضيلتى است كه هيچيك از مخلوقات با أميرالمؤمنين « عليه السّلام » در آن شريك نيستند ؛ و در مفاد و معناى اين حقيقت با او برابر نيستند ؛ و در هيچ حالى از أحوال ، در نزديكى و قُرْبِ اين فضيلت نيز
هامش
( 1 ) - آيات 25 تا 34 از سورهء 20 : طه .
( 2 ) - آيه 36 از همان سوره .
( 3 ) آيه 142 از سورهء 7 : اعراف .