تا آخر روايت را كه در حديث « كمال الدّين و تمام النعمه » وارد شده است ، پس از ورود فاطمه و سرازير شدن اشكهاى او در حضور رسول خدا ؛ و بيان رسول خدا فضائل و مناقب علىّ را براى او ؛ اگر جُدا بگيريم از وصيّت به أنصار در حين مرگ ، مقامات و مواطن اين حديث به پانزده عدد مىرسد . « 1 »
و ايضاً معلوم مىشود كه آن روايتى كه در مودّت هفتم از « ينابيع المودّة » از حضرت صادق از پدرانشان « عليهم السّلام » آمده است كه در ده موضع رسول خدا به أميرالمؤمنين 3 عليهما السّلام » بيان منزله را نمودهاند ؛ مواضع مهمّه بوده است ؛ نه جميع مواضع . « 2 »
بحث كلامى در مفاد حديث منزله
بايد دانست كه آنچه را كه ما تا به حال از حديث منزله بيان كرديم ، در سند آن و موارد متعددّى بود كه رسول خدا آنرا بيان كردهاند ؛ و در موارد احتجاج و استشهاد به آن ، و كتب علمائى كه در آن ذكر شده است ؛ و علمائى كه آنرا ذكر كردهاند ، بوده است ؛ و امَّا بحث كلامى يعنى بحث در مفاد و محتواى مضمون آن و كيفيّت دلالت آن بر خلافت و وصايت و وزارت و إمامت أمير المؤمنين عليه صلوات الله و صلوات المصلّين بهطور مستقلّ نبوده است ، مگر به عنوان إشاره و مگر گفتار مختصرى از علّامهء امينى كه ما آنرا در ص 366 تا ص 373 از همين مجلّد « إمام شناسى » آورديم ؛ و دنبالهء بحث را تا ص 375 كشانديم . سيّد مرتضى عَلَم الهدى در كتاب شافى « 3 » و در تلخيص الشَّافى « 4 » بحث بسيار مفصّل و كافى فرموده است ؛ كه آن شرح كلام و بحث و تتمّهء كلام صدوق در معانى الأخبار « 5 » است و مجلسىّ در بحارالأنوار « 6 » كلام اين دو استوانهء علم را آورده است ؛ و نيز
هامش
- اى علىّ ! تو هم بر ستمى كه قريش بر تو مىكنند شكيبا باش ! و بر پشتيبانى اى كه براى هم بر عليه تو مىنمايند پايدارى كن ! زيرا كه تو به منزلهء هارون و پيروان او مىباشى ! »
( 1 ) - اين حديث را ما در ص 157 و ص 158 از همين مجلّد از « إمام شناسى » آوردهايم .
( 2 ) - اين حديث را ما در ص 70 از همين مجلّد آوردهايم .
( 3 ) - « شافى » سيّد مرتضى ، طبع سنگى ، سنه 1301 هجريّه قمريّه ج 1 ، ص 148 تا ص 167 .
( 4 ) - « تلخيص الشّافى » طبع نجف ، سنهء 1383 ، ج 2 ، ص 206 تا 234 .
( 5 ) - « معانى الأخبار » طبع مطبعهء حيدرى سنهء 1379 ص 74 تا ص 79 .
( 6 ) - « بحارالأنوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 242 تا 246 .