حضور أنصار مدينه است - از كتاب « طرائف » از حضرت إمام موسى كاظم « عليه السّلام » ، روايتى بسيار راقى با محتويّات أكيد در سفارش رسول خدا به أنصار آمده است ، كه ما تمام روايت را در ص 141 تا ص 143 از همين مجلد « إمام شناسى » آوردهايم ؛ و در اينجا فقط به يك فقره از آن فقره از آن كه راجع به حديث منزله است اكتفا مىشود :
اللهَ ! اللهَ فِى أهْلِ بَيتِى ! مَصَابِيحِ الظَّلَامِ ؛ وَ مَعَادِنِ الْعِلْمِ وَ ينَابِيعِ الْحِكَمِ وَ مُسْتَقَرِّ الْمَلَائِكَةِ ؛ مِنْهُمْ وَصِيى وَ امِينِى و وَارِثِى ، مِنَّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ؛ الَاهَلْبَلَّغْتُ ؟ ! « 1 »
« خدا را در نظر آوريد ! خدا را در نظر آوريد در أهل بيت من ! چراغهاى تابندهء در ظلمات ؛ و معدنهاى دانش ؛ و چشمههاى حكمت ؛ و محلّ تمكّن و استقرار فرشتگان . و از آنهاست وصىّ من ، و أمين من ، و وارث من ، و نسبت او با من مثل نسبت هارون است با موسى ! آيا من تبليغ كردم و واقع أمر را رساندم ؟ »
بايد دانست كه اين چهارده مقام و موطن مختلف از گفتار رسول الله در خصوص حديث منزله ، و بيان نسبت أميرالمؤمنين « عليه السّلام » با آن حضرت ، به مثابه نسبت هارون با موسى بوده است ؛ و گرنه مواطن و مقاماتى كه رسول خدا او را به عنوان وزير ناميده ؛ و يا در دعاهاى خود مقام وزارت را براى وى طلب نموده است بسيار است ؛ و همچنين اين چهارده موطن و مقام ، مقامانى است كه ما به حمد الله و منّه در اثر فحص به دست آوردهايم ؛ و شايد در واقع أمر بيش از اينها باشد ؛ و بر متتبّع خبير و متضلّع بصير ، مقامات و مواطن ديگرى مكشوف آيد ؛ وَ لِلّهِ الْحَمْدُ وَ لَهُ الْمِنَّةُ .
همچنانكه گفتار رسول خدا را در حين مرگ به أميرالمؤمنين « عليه السّلام » كه فَإنَّكَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ! وَلَكَ بِهَارُونَ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ إذَا اسْتَضْعَفَهُ قَوْمُهُ وَ كَادُوا يقْتُلُونَهُ ، فَاصْبِرْ لِظُلْمِ قُرَيشٍ إيّاك وَ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيك فَإنَّكَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ وَمَنْ تَبعَه ، « 2 »
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ص 144 و ص 145 حديث 58 از خاصّه .
( 2 ) - « پس اى علىّ منزلهء تو با من مثل منزلهء هارون است با موسى ؛ و از براى تو به هارون ، محلّ تأسّى و الگوى اقتداى خوبى است ، در وقتى كه قوم وى او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند ! پس