تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
مىشود ؛ و يك بار در مغرب زمين ؛ و يك بار در جزيرة العرب . و بصره به دست يك مرد از ذُرّيّهء تو كه زنجى ها « 1 » از او پيروى مىكنند خراب مىشود ؛ و مردى از أولاد حسين بن علىّ بن أبىطالب خروج مىكند ! و دجّال از مشرق زمين از سجستان « 2 » خروج مىكند ؛ و سفيانى ظاهر مىشود ! من عرض كردم : اى خداى من ! اين فتنه‌ها بعد از من چه موقع خواهد شد ؟ ! پروردگار من به من وحى فرستاد كه : بلآء و حوادث بنى اميه ، و فتنه پسران عمويم عبّاس پيش مىآيد ؛ و خدا به من از جميع وقايع موجوده ، و آنچه را كه بعداً تا روز قيامت پيش مىآيد خبر داد . و من چون به روى زمين هبوط كردم ، تمام اين مطالب و وقايع را به پسر عمويم رساندم ، و رسالت خود را تاديه كردم . وَ لِلّه الْحَمْدُ عَلَى ذَلِكَ كَمَا حَمِدَه النَّبِيونَ وَ كَمَا حَمِدَهُ كُلُّ شَىْءٍ قَبْلِى و مَا هُوَ خَالِقُه إلَى يوْمِ الْقِيامَةِ . « 3 »

مقام چهاردهم از حديث منزله ، در وقت رحلت رسول الله است در حضور أنصار

مقام و موطن چهاردهم تصريحى است در حديث منزله كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در وقت رحلتشان در محضر أنصار مدينه ، نموده‌اند . در « غاية المرام » از سيّد بن طاوس در طرفهء دهم - كه در تصريح حضرت رسول اكرم « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در هنگام رحلت خود بر خلافت أمير المؤمنين « عليه السّلام » در
هامش
( 1 ) - زَنْج و زِنْج گروهى از سياه پوستان هستند ؛ و به يكنفر از آنها زنجى گويند ؛ و در فارسى آن‌را زنگى خوانند . ( 2 ) - در « معجم البلدان » گويد : سِجِستَان با كسر سين و جيم و سين مهملهء ديگر و تاء فوقانى با نون در آخرش ، ناحيهء كبير و ولايت وسيعى است . و بعضى گفته‌اند كه : سجستان نام ناحيه است و اسم شهر آن زَرَنج كه بين آن و شهر هرات ده روز راه و هشتاد فرسخ است و در ناحيهء جنوبى هرات واقع است . ( 3 ) - « غاية المرام » ص 126 ، حديث أوّل از خاصّه ؛ و در « إعلام الورى » ص 429 از سيف بن عميره از بكر بن محمّد از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت مىكند كه : خروج الثلاثة : السفيانى و الخراسانى و اليمانى فى سنة واحدة ، فى شهر واحد ، فى يوم واحد ، و ليس فيها راية باهدى من راية اليمانى ، لانّه يدعو إلى الحق . و از حسن بن يزيد از منذر از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت مىكند كه : قال : يزجر الناس قبل قيام القائم عن معاصيهم بنار يظهر فى السّمآء ، و حمزة تجلّل السمآء و خسفٍ ببغداد و خسف ببلد البصرة ، و دماءٍ تسفك بها ، و خرابِ دورها ، و فنآءٍ تقع فى أهلها ، و شمولِ أهل العراق خوف لا يكون معه قرار .