و همچنين از ابن بابويه با سند متّصل خود از رَيّان بن صَلْت از حضرت إمام علىّ بن موسى الرّضا « عليه السّلام » در ضمن حديثى كه آن حضرت فرقهاى بين عترت رسول ، و امَّت را مىشمردند ؛ پس آيات اصطفاء را كه در قرآن در دوازده مورد است بيان كردند ؛ تا رسيدند به فرق چهارم ؛ و آن عبارت بود : از إخراج رسول خدا همهء امَّت را غير از عترت از مسجد . تا آنكه در اين موضوع با رسول خدا سخن گفتند ؛ و عبّاس سخن گفت ؛ و گفت : اى رسول خدا تو علىّ را گذاردهاى و ما را خارج كردهاى ؟ رسول خدا گفت : من او را نگذاردهام و نه من شما را إخراج كرده ؛ بلكه خدا او را گذارده است و شما را إخراج كرده است . و در اين أمر ، تبيان و استكشافى است براى قول رسول خدا كه به علىّ گفت : أنْتَ مِنِّى بِمَنزِلَةِ هَارونَ مِن مُوسَى .
علماء مجلس كه همه در حضور مأمون بودند ، گفتند : از كجاى قرآن اين أمرمعلوم مىشود ؟ !
حضرت گفتند : من به شما نشان مىدهم در قرآنى كه خداوند بر شما خوانده است ! گفتند : بياور !
هامش
- هستى هم از طرف خدا و هم از طرف رسول خدا ! بشارت باد ترا ! پيامبر او را بشارت داد و در روز واقعهء احُد شهيد شد . جا دادن على را در مسجد برخى از مردان را به حَسَد با على برانگيخت و در درون ناراحت شدند زيرا فضيلت على بر آنها و بر غير آنها جميعاً روشن شد . اين ناراحتى اصحاب به گوش پيامبر رسيد و به خطبه برخاست و گفت : بعضى از مردان در نفس خود غضبناك شدهاند كه من علىّ را در مسجد مسكن دادهام . سوگند به خدا كه من او را سكنى ندادهام ؛ و نه من ديگران را بيرون كردهام ؛ خداوند به موسى و برادرش وحى فرستاد كه :أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ، و به موسى أمر كرد كه هيچكس در مسجد او سكنى نكند و نكاح نكند مگر هارون و ذرّيهء او ، و إنّ علياً بمنزلهء هارون من موسى ، و اوست برادر من ، نه سايرين از أهل من ، و در مسجد من جايز نيست كه با زنان آميزش كند مگر على و ذرّيهء او . و كسى كه از اين حكم بدش بيايدپس اينجا شام است و با دست خود اشاره به سوى شام كرد . ( غاية المرام ، ص 113 ، حديث 45 ، از عامّه ) .
و ما در همين مجلّد از « إمام شناسى » در ص 72 از « ينابيع المودّة » از موفق بن أحمد خوارزمى و از « بحارالأنوار » از « كشف الغمّة » از خوارزمى آوردهايم كه رسول خدا به أميرالمؤمنين گفتند : يا على ! انّه يحلّ لك فى المسجد ما يحل لى و انّك منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نَبىّ بعدى . الحديث .