تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
كرد ؛ و با رسول خدا بيعت نمود . اين روايت را با اين ألفاظ در « تاريخ دمشق » و « غاية المرام » و « مجمع البيان » روايت كرده است ؛ و ما مختصر و محلّ حاجت از نقل آن را در اينجا آورديم . « 1 » و نيز در كتاب سُلَيمْ بن قَيْس وارد است كه : در اين حال رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به أبىطالب گفت : يا أبَا طَالِب ! اسْمَعِ الآن لِابْنِكَ وَ أطِع‌ْفَقَدْ جَعَلَهُ اللهُ مِنْ نَبِيهِ بِمَنزِلَةِ هَارونَ مِن مُوسَى . « 2 » « اى أبوطالب اينك به سخن پسرت گوش فرا دار ؛ و از او اطاع كن ؛ زيرا كه خداوند او را نسبت به پيغمبرش به منزلهء هارون نسبت به موسى قرار داده است ! » و ما چون در پيرامون آيه إنذار و حديث عشيره در جلد أوّل إمام شناسى درس 5 مختصراً ؛ و در همين جلد دهم در ضمن درس 126 تا 141 مفصّلًا بحث كرده‌ايم ؛ فلهذا در اينجا فقط به همين مقدار اكتفا شد . مَقام و مَوْطِن پنجم در وقت عقد اخُوَّت است كه رسول خدا بين مهاجرين و انصار در مدينه بست ، و در آنجا علىّ را برادر خود نمود ؛ و اين حديث منزله را هم با اخُوَّت او بيان كرد . در « غاية المرام » از مسند أحمد بن حَنبل با چهار سند ؛ و از أخطب الخطباء موفّق بن أحمد خوارزمىّ با يك سند ، روايت كرده است كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در وقت عقد اخوّت بين مهاجر و أنصار ، چون عقد اخوّت علىّ را با خود به تأخير انداختند ؛ و سپس بعد از همهء آنها اين عقد را بستند ، گفتند : أمَا تَرْضَى أنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَاروُن‌َمن موسَى إلَّا أنَّه لَا نَبِىَّ بَعدِى . « 3 » و ما چون در جلد دوّم
هامش
( 1 ) - « تاريخ دمشق » ابن عساكر جزءِ اوّل ، ص 89 ، شماره 141 از تاريخ أمير المؤمنين « عليه السّلام » ، و « غاية المرام » سيّد هاشم بحرانى ، ص 135 و 136 ، و « مجمع البيان » طبرسى ، طبع صيدا ، ج 4 ، ص 206 . ( 2 ) - « كتاب سليم بن قيس » ، ص 199 و ص 200 . ( 3 ) - « غاية المرام » ص 112 تا ص 114 ، حديث شمارهء 43 از عامّه از ابن مغازلى ، و نيز شمارهء 44 ، و 46 ، و 47 از عامّه از أحمد بن حنبل ، و حديث شمارهء 54 از عامّه از خوارزمى .