گذشتند . با عصاى آنحضرت در ميان دريا دوازده راه خشكى پيدا شد ؛ و هر كدام از أسباط يعنى فرزندان هر سبط از أسباط دوازده گانه ؛ كه دوازده پسر حضرت يعقوب بودند ؛ از يك راه بخصوص عبور كردند . و بعد از عبور نيز مىترسند كه مبادا فرعونيان بر آنها هجوم كنند ؛ و بعضى در قوهّ خياليّه خود نمىتوانستند غرقه شدن فرعون را با آن جلال و عظمت و ابَّهَت تصوّر كنند كه خداوند به دريا أمر كرد تا جَسَد او را به ساحل اندازد ؛ و موجب ديدار و عبرت همگان گردد .
همين كه بنى إسرائيل از دريا
گذشتند ؛ و از شرّ دشمن آسوده خاطر گشتند ؛ به ياد و هوس دوران پيشينْ ؛ از حضرت موسى طلب بت كردند كه براى آنها معيّن كند ؛ و آنرا عبادت كنند .
وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
« 1 »
« و ما بنى إسرائيل را از دريا عبور داديم و گذرانديم . ايشان رسيدند به جماعتى كه بتهائى داشتند و بر پرستش آنها پايدار بودند . به موسى گفتند : إى موسى ! تو هم براى ما خدائى مانند خدايانى كه اينها دارند قرار بده ! موسى گفت : حقّاً شما گروه نادان و جاهليد » !
از پيغمبر إسلام بُت خواستند ؛ همانطور كه از موسى خواستند
در تفسير « برهان » در تفسير اين آيه ؛ از محمّد بن شهرآشوب روايت كرده است كه : رَأسُ اْلجَالُوت به علِىُّ بْنُ أبيطَالِب « عليه السّلام » گفت : شما بيش از سى سال بعد از پيغمبرتان درنگ نكرديد ؛ تا اينكه بعضى از شما بر رخ بعضى ديگر شمشير زديد ! آنحضرت گفت : و شما هنوز پاهايتان از آب دريا خشك نشده بود كه گفتيد :
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
براى ما هم همانند اين كه بتهائى دارند بتى مقرّر نما « 2 »
و در تفسير « الدُّرُ المَنْثُور » گويد كه : ابن أبى شَيْبَه ؛ و أحمد ؛ و نسائى ؛ و ابن جرير ؛ و ابن منذر ؛ و ابن أبىحاتم ؛ و أبوالشيخ ؛ و ابن مردويه ؛ از أبوواقد لَيْثى تخريج
هامش
( 1 ) - آيه 138 از سورهء 7 : أعراف .
( 2 ) - تفسير « الميزان » ج 8 ؛ ص 266 .