و هارونى خود ترجيح ندهند ؛ و پيوسته نور توحيد در كانون نفوسشان تُتُق زند ؛ و گردابهاى ظلمت را نابود سازد .
و بناءً عليهذا كسىكه قرآن را تلاوت كند و از أحوال و آثار آنقوم مطّلع شود ، و علّت سقوط و نكبت آنها را دريابد ، درست مثل كسى است كه در أحوال و آثار نفس خود بررسى كند ؛ و نتيجهء مخالفت با دين و دستورات دين و أولياء دين را در صورت تمرّد ، و نتيجه موافقت با آنها را در صورت انقياد ، در خود و نفس خود و شئون خود بهدست آورد .
حضرت موسى على « نبيّنا و آله و عليه الصّلوة و السّلام » داراى مقام نبّوت و رسالت و از پيامبران اولُوا العَزْم « 1 » است كه داراى كتاب آسمانى و شريعت و قانون است . خداوند وى را به عوالم غيب راه داده ، و در تكلّم و گفتگو را با او گشود و كَلِيمُ الله
.
هامش
( 1 ) در تفسير « الميزان » ج 2 ، ص 216 در ذيل آيه كريمه :كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ. از « معانى الاخبار » و « خصال » از عتبه ليثى از أبوذرّ - رحمه الله - روايت كرده است كه مىگويد : گفتم : اى رسول خدا پيغمبران چه مقدارند ؟ گفت : صد و بيست و چهار هزار پيغمبر ! گفتم : مرسلين از آنها چه مقدارند ؟ گفت : سيصد و سيزده نفر جماعت بسيارى ! گفتم أوّلين پيغمبر كه بود ؟ گفت : آدم ! گفتم : آيا آدم از أنبياء مرسل بوده است ؟ گفت : آرى ؛ خداوند او را به دست خود آفريد ؛ و از روح خود در او دميد . و سپس پيغمبر گفت : اى أبوذرّ ! چهار تن از پيغمبران ، سريانى هستند ؛ آدم و شِيث و أخنُوخ كه همان ادريس است و اوّلين كسى است كه با قلم نوشت ؛ و نوح و چهار تن از آنها عرب هستند ؛ هود و صالح و شُعيب و پيغمبر تو محمّد « صلّى الله عليه و آله و سلّم » و اوّلين پيغمبر از بنى اسرائيل موسى است و آخرين آنها عيسى است و ششصد پيغمبر ! گفتم : خداوند چند كتاب آسمانى فرو فرستاده است ؟ ! گفت صد كتاب و چهار كتاب ؛ خداوند بر شيث ، پنجاه صحيفه و بر ادريس سى صحيفه و بر ابراهيم بيست صحيفه نازل كرده است و تورات و انجيل و زبور و قرآن را نازل كرده است .
و در ص 146 گويد : بدانكه سادات و بزرگان أنبياء پيامبران أُولوا العزم از ايشانند . و آنها عبارتند از : نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمّد « صلّى الله عليه و آله و سلّم » . قال تعالى :فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ( أحقاف آيه 35 ) . و خواهد آمد كه معناى أُولوا العزم آنست كه در آنها ثبات بر عهد ديرينى است كه خدا از آنها گرفته است و عدم فراموشى آنرا قال تعالى :وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً( سورهء احزاب آيه 7 ) و قَال تعالى :وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً( سورهء طه آيه 115 . )