مىكند ؛ و خداوند از حقّ حيا نمىكند . » و ناپسند داشت كه مردى كه از أصحاب اوست و إظهار ايمان مىكند ؛ مفتضح و رسوا شود ؛ فلهذا دعا بر عليه منافقين مىكرد و بهطورتوريه نشان مىداد كه من دعا بر له آنها نمودهام . و اين معناى گفتار اوست كه به عمر مىگويد : تو ما را نديدى كه بر جنازه او نمازى بخوانيم ؛ و يا بر قبر او وقوفى نمائيم ! و همچنين معناى گفتار او در حديث قمّى : مرا مخيّر كردهاند ؛ و من اختيار استغفار را نمودهام .
تا آنكه مىگويد : تمام اين توجيهات بر فرض صحّت روايت قمّى است چون آنرا إسناد به معصوم نداده است ؛ و اعتماد بر حديث عيّاشى در اينجا بيشتر است از حديث قمّى ؛ چون إسناد به معصوم داده است . و علاوه سياق گفتار قمّى يكبار دلالت دارد برآنكه سبب نزول اين آيه قصّهء عبد الله بن ابَىّ است ؛ و يك بار دلالت دارد بر آنكه قبلًا نازل شده است . و در كتاب « كافِى » از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت مىكند كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » بر جماعتى در نماز ميّت پنج تكبير مىگفتند ؛ و برجماعت ديگرى چهار تكبير . چون بر جنازهاى چهار تكبير مىگفتند آن جنازه مُتَّهَم بوديعنى به نفاق . و نيز در كتاب « كافِى » و « تفسير عيّاشى » از حضرت صادق « عليه السّلام » روايت است كه : چون رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » بر جنازهاى نماز مىخواندند ؛ تكبير مىگفتند ؛ و پس از آن شهادتين را مىگفتند ؛ و سپس
هامش
-ناظِرِينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً: « اى كسانىكه ايمان آوردهايد داخل در اطاقهاى پيغمبر نشويد مگر آنكه براى صرف طعام به شما اجازه داده شود ؛ ( و آنگاه زودتر هم نرويد كه ) منتظر ظروف طعام شده و بدان چشم بدوزيد بلكه چون دعوت شديد وارد شويد و چون طعام خورديد متفرّق شويد و آنجا را مجلس انس و نشست به گفتگو قرار ندهيد ! زيرا كه اينگونه كارها پيغمبر را آزار مىدهد و خجالت مىكشد كه با شما بگويد و ليكن خدا از بيان حق خجالت نمىكشد . و اگر از زنهاى پيغمبر متاعى خواستيد از پشت پرده و حجاب بخواهيد زيرا از پشت حجاب و پرده خواستن براى پاكى دلهاى شما و دلهاى آنها بهتر است . و شما چنين حقّى را نداريد كه رسول الله را آزار كنيد و نه اينكه زنهاى او را اگرچه پس از مرگ باشد به ازدواج و نكاح خود درآوريد به سبب آنكه اين عمل در نزد خداوند بسيار عظيم است . »