تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
سپاهيان از آن آب ، در مشگهايشان ريخته بودند همه را سرازير كردند ؛ و گفتند : يا رسول الله خمير كرده‌ايم ، رسول خدا گفت : آن را علوفهء شتران قرار دهيد ! سَهْل مىگويد : آنچه را كه من خمير كرده بودم ، علوفهء دو نفر شتر از شتران خود كه از همهء شتران باركش ما لاغرتر بودند ؛ نمودم . « 1 » رسول خدا أمر كرد تا كسى داخل خانه‌هاى آنها نشود ؛ مگر در حالت گريه . و فرمود : لَا تَدْخُلُوا هَؤُلآءِ الْقَوْمِ الْمُعَذَّبِينَ إلَّا أنْ تَكُونُوا بَا كِين فَإنْ لَمْ تَكُونُوا بَاكِينَ فَلَا تَدْخُلُوا عَلَيهِمْ فَيصِيبَكُمْ مَا أصَابهُم « اين قوم مورد عذاب خدا واقع شده‌اند ؛ و اگر در حال گريه نباشيد ؛ داخل نشويد ؛ كه آن عذابى كه به آنها رسيده است به شما مىرسد ! » « 2 » أبوسَعيد خُدْرىّ گويد : مردى به نزد رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » آمد وانگشترى را آورد كه در حِجْر در بُيوت مُعَذَّبين پيدا كرده بود ؛ رسول خدا إعراض كرد ؛ و دست خود را در برابر چشم خود گرفت كه نظرش به آن نيفتد ؛ و گفت : بينداز آن را ! و آن مرد انداخت ؛ و من تا اين ساعت نمىدانم كجا افتاده است ؛ و چون رسول خدا به محاذاتِ مردم حِجْر و ديارشان رسيد گفت : هَذَا وَادِى النَّفْرِ . اين سرزمينى است كه بايد از آن كوچ كرد . سپاهيان إسلام شترهاى خود را به سرعت درآوردند ؛ تا از آنجا بيرون شدند ؛ و من ديدم كه رسول خدا راحله و شتر خود را به سرعت درآورد تا آن وادى را پشت سر گذاشت . « 3 » رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در أيّامى كه در تبوك بودند قبل از زمان رجوع ، صلحنامه‌اى بين خودملك إيلَه و أهْلِ جِرْبَاء و أذْرُح برقرار كردند « 4 » و خالد بن
هامش
( 1 ) - « مغازى » ج 3 ، ص 1006 و ص 1007 ، و « الكامل فى التاريخ » ج 2 ، ص 281 ، و « حبيب السير » ج 1 ، ص 400 ، و « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 948 ، و كتاب « حياة محمّد » ص 428 . ( 2 ) - همين كتاب ص 1008 ، و « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 152 ، و « الكامل فى التاريخ » ج 2 ، ص 279 . ( 3 ) - همين كتاب ص 1008 . ( 4 ) - « البداية و النّهاية » ج 5 ، ص 16 ، و « أعيان الشيعة » طبع رابع ، ج 2 ، ص 199 ، و كتاب « حياة محمّد » ص 429 و « إعلام الورى » ص 129 .