و النّهاية » از بيهقى از احمد از ابومعاويه از أعمش ، از أبوصالح يا از أبوهريره و يا از أبوسعيد خُدْرىّ اين روايت را كه آورده أوّلًا قضيّهء نهى عمر مردم را از كشتن شتران نياوردهاند ؛ و ثانياً نهى عمر رسول الله را حذف كرده و به جاى آن اين عبارت را آوردهاند كه : إنْ فَعَلْتَ قَلَّ الظَّهْرُ « اگر دستور بدهى كه شتران آبكش را بكشتند ، مركبها براى حمل أثقال و أسباب كم مىشوند . »
عبور رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » از حِجر و ديار ثَمُود و أمر به عدم توقّف و عدم نوشيدن آب
پيامبر اكرم « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در موقع رفتن به تبوك از حِجْر « 1 » عبور كردند و حِجْر محلّ ديار ثَمُود و حضرت صالح عَلَى نبينا و آله و عليه الصَّلوة و السّلام است . و بئرِ صالح كه ناقه را به واسطهء خوردن از آب آن پى كردند در آنجا واقع است . در روايت است كه مردم از حَجْر عبور مىكردند ، از آب آن برداشتند و خمير كردند ؛ در اين حال منادى رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » در ميان لشگر ندا كرد كه : از آب آن نخوريد ؛ و براى نماز وضو مگيريد ؛ و آنچه را كه از آن خمير كردهايد غذاى شتران خود كنيد !
سَهْل بن سَعْد سَاعِدىّ گويد : من از همهء أهل كاروانى كه با آنها بوديم ، كوچكتر بودم ؛ و قارى قرآن آنها در تبوك من بودم . چون در حجر از مركبها پياده شديم ؛ من براى رفقاى خودم خمير كردم ؛ و پس از آن خمير رسيده و درآمده بود كه من در پى هيزم مىگشتم ، كه ناگهان صداى منادى رسول الله را شنيدم كه مىگفت : رسول خدا شما را امر مىكند كه : از آب چاه ايشان نخوريد ! آنچه
هامش
( 1 ) - در « مجمع البلدان » ج 2 ، ص 221 آورده است كه حِجر با كسرهء حاء اسم است براى ديار ثمود ، در وَادِى الْقُرّى بين مدينه و شام . و اصطخرى گفته است : حِجْر قريهء كوچكى است كه ساكنان آن كم هستند ؛ و تا آنجا از وادى القرى يك روز راه است و در ميان كوهها واقع است و در آن جا منزلهاى قوم ثمود است كه خداوند مىگويد : و تنحتون من الجبال بيوتاً فارهين . و گويد : من آن خانهها را ديدهام كه مثل خانههاى ماست در سلسلهء جبالوآن سلسلهءجبال را أثالث نامند . و آن عبارت است از كوههائى كه چون بينندهاى ببيند مىپندارد : يك كوه است ولى چون داخل آن شود مىبيند كه هر كدام از آنها كوهى مستقلّ و جداگانه است كه دور هر يك از آنها انسان مىتواند دور بزند و گردش كند . و در أطراف اين كوهها رمل است ( شن و ماسهء بادى ) كه انسان نمىتواند بالا برود . و هر يك از آن كوهها جدا از كوه ديگر است و كسى نمىتواند از آنها بالا برود مگر به مشقّت شديد . و در آنجاست چاه ثمود كه خداوند دربارهء آن ناقه مىگويد : لها شربٌ و لكم شرب يوم معلوم .