تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » علائم و نشانه‌هاى نفاق و خلاف را در ايشان مىشناخت ؛ و از نفوس آنها مطّلع بود . و بنابراين عتاب و مؤاخذهء خدا از پيامبرش به اينكه چرا دست از إذن نشستِ ايشان باز نداشتى ؟ و از حالشان استعلام ننمودى ؟ و آنها را از غير آنها متميّز نساختى ؟ نيست مگر عتاب غير جدّى براى غرض و منظورى كه ذكر شد . و امّا گفتار ديگر اين سخنگو كه إذن رسول خدا كه مورد عفو قرار گرفته است ؛ به جهت فوت مصلحتى بوده است كه در آيه ذكر شده است
حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ
؛ و اين‌طور گفته است كه : مردم راستگو شناخته شوند و اطّلاع از دروغگويان حاصل شود . اين گفتار نيز غلط است . زيرا طبق نصِّ آيه آنچه را كه آيه مىرساند ، روشن شدن راستگويان است براى پيغمبر ؛ و علم به دروغگويان است براى پيغمبر ؛ نه مطلق روشن شدن راستگويان و علم به دروغگويان به طور عموم . و از آنچه گذشت معلوم شد كه اين معنى بر پيغمبر مخفى نبوده است ؛ و حقيقت مصلحت مسلمين در إذن عدم خروج منافقين بوده است ؛ زيرا در اين صورت باب فتنه مسدود مىشد ؛ و اختلاف كلمه از بين مىرفت ؛ و پيامبر از حال آنها مىدانست كه آنها أبداً خارج نمىشوند ؛ چه إذن در نشست بدهد و يا ندهد . فلهذا براى حفظِ ظاهرِ إطاعت و وحدت كلمه ، مبادرت به إذن نمود . و نبايد گمان كنى كه اگر در آن روز ، نفاق منافقين ، و خلاف آنها به واسطهء عدم إذن پيامبر به قعود آنها و مخالفتشان براى همه مشهود و مكشوف مىشد ، بهتر بود ؛ زيرا مردم در آن روز به واسطهء اطّلاع و شناختى كه از آنها پيدا مىكردند ، از تفتين و إلقاء خلاف آنها رهائى مىيافتند ؛ چون در آن‌روز كه روز خروج پيامبر اكرم به غزوهء تبوك بود ، اسلام داراى شوكت و قدرتى مختصّ به خود بود ؛ و رسول اكرم « صلّى الله عليه و آله و سلّم » نفوذ كلمه داشتند . اين گمان نادرست است . إسلام در آن روز حائز قوّت و مهابت در نظر غير مسلمين از بيگانگان بود . آنها از شوكت مسلمين در ترس و هراس بودند ؛ و از