. و چون در آن وقت ، دشمنى هراسناكتر از روميان براى مسلمين نبود - چون تجّارى كه از روم براى تجارت به مدينه مىآمدند ؛ مسلمين مىديدند كه تا چه سرحدّداراى إمكانات و أموال و مواشى و تجهيزات و افراد بسيار مىباشند - فلهذا رسول خدا كه در تمام غزوات خود ، توريه مىنمود و محلّ جنگ را بَدْواً مشخّص نمىساخت ؛ در اين غزوه صريحاً إعلام كرد كه به جنگ روميان مىرويم ؛ تا مردم بهطور كافى و وافى أسباب سفر و اسب و شتر و آذوقه و ساير تجهيزات را بردارند و براى سفرى طولانى آماده شوند .
ترغيب رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، مردم را به جهاد در راه خدا
اين سفر در گرماى شديد تابستان بود ؛ و بنابراين براى مردم روشن كرد كه بايد بالشكرى أنبوه و أموالى سرشار روانه شوند ؛ و به سوى مكّه و به قبايل ، قاصد فرستاد تا آنان را براى جهاد آماده سازد ؛ و رسول خدا مردم را بر جهاد با كفّار ترغيب و تحريض مىفرمود ؛ و براى جمع آورى صَدَقات و إعانه أمر مىكرد و تا بهحدّى مردم از أموال خود آوردند كه سپاهى مجهّز آماده شد ؛ و حتّى براى بندهاى مشك كه دهانهء آنرا مىبندند ؛ و يا با آن را آويزان مىكنند ؛ بندهائى تهيّه شد ؛ و زنان آنچه از زينت و زيورآلات خود داشتند آوردند .
امُّ سِنان أسْلميّه مىگويد : ديدم پارچهاى را در برابر رسول خدا گستردهاند و در آن دست بندها و بازوبندها و خلخالها و انگشترىها و گوشوارهها بود كه زنان مسلمان خدمت آنحضرت براى تجهيزات فرستاده بودند .
و اين در زمانى بود كه ميوههاى درختان رسيده بود ؛ و نشستن در زير سايهء
هامش
- آناستكه قدرت و حكومت روم در شام با قدرت و حكومت فارس در حيره متّصل شود و فاصله از بين برود . چنان اين خبر وارد شد و در ذهنها جا گرفت كه حدّى بالاتر از آن نبود .
و در ص 429 گويد : چون جيش رسول خدا به تبوك رسيد و عظمت اين جيش به روميان دانسته شد ؛ روميان چنين مصلحت ديدند كه لشگرى را كه تا حدود مرز شمالى عرب آورده بودند ، عقب برده و در داخل شهرهاى شام در قلعهها متحصّن كنند . چون مسلمين به تبوك رسيدند و محمّد از عقب نشينى روميان مطلّع شد و ترس و وحشت آنها را دريافت مصلحت نديد كه ديگر به دنبال آنها داخل شهرهاى آنها برود و در مرزتوقّف كرد تا با هر كس كه مىخواست با او مقاومت كند و يا او را بهجايش بنشاند جنگ كند .