تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مشايعت نمود ؛ منافقين در سخن‌هاى هرزه و گفتار بيهوده فرو رفتند ؛ و گفتند : علّت آنكه محمّد ، على را در مدينه گذاشت ، ملالتى بود كه از او در دل داشت ؛ و بغضى بود كه موجب اين تخلّف شد ؛ و محمّد از اين عمل قصدى نداشت مگر آنكه منافقين در شبى بيتوته كنند ؛ و در سياهى شب به على حمله ور شوند ؛ و او را بكشند ؛ و با محاربه او را به هلاكت برسانند . أميرالمؤمنين « عليه السّلام » خود را به رسول خدا رسانيد ؛ و عرض كرد : اى رسول خدا مىشنوى كه منافقين چه مىگويند ؟ ! فَقال رَسُولُ الله صلّى الله عليه و آله و سلّم : أمَا يكفِيك أنَّكَ جَلدَة مَا بَينَ عَينَى وَ نُورُ بَصَرِى و كالرّوح فِى بَدَنِى ؟ ! « 1 » در اين حال رسول خدا « صلىالله عليه و آله و سلّم » فرمود : آيا اين براى تو بس نيست كه نسبت تو به من مانند پردهء بين دو چشم من است ( كه با نبودن آن پرده ، چشمان نابينا مىشوند ) و تو نور چشم من هستى ! و تو مانند روح و روان در كالبد من هستى ؟ ! أميرالمؤمنين « عليه السّلام » به مدينه بازگشت و به صيانتِ مدينه و حفظ آن از كيد منافقين پرداخت و أهل و عيال رسول خدا را پاسدارى نمود ؛ تا پيامبر با مسلمين بعد از سفر تقريباً دو ماههء خود بازگشتند . أمّا نظر تَفْصيلى آنكه : أنْبَاط جمع نَبَط مردمى بودند از عجم كه بين عراق و شام در آن زمين‌ها سكونت داشتند ؛ و براى خريد و فروش و آوردن أمتعهء خود از قبيل دَرْمَك « 2 » و زَيت ( آرد گندم سپيد و روغن زيتون ) در جاهليّت و إسلام به مدينه مسافرت مىكردند - و أخبارى كه از شام به مسلمانان مىرسيد به‌واسطهء كثرت تردّد ايشان ، از اينها گرفته مىشد - براى مسلمانان بيان كردند كه هِرْقِلْ امپراطور
هامش
( 1 ) - « بحارالأنوار » طبع كمپانى ، ج 6 ، ص 635 از تفسير حضرت امام حسن عسكرى « عليه السّلام » . ( 2 ) - مجلسى در « بحارالأنوار » طبع كمپانى ، ج 6 ، ص 624 از « تفسير على بن ابراهيم » الدّرثوك ضبط كرده است ؛ و از جوهرى آورده است كه : دُرثوك نوعى از پارچه‌هائى است كه مانند پارچه‌هاى بافته شده از كرك شتر ، داراى ريشه‌هاى مخلمى شكل از خود آن پارچه است .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 208 | السيد محمد حسين الطهراني