زيادى داشت در بيم داشتند ؛ و نيز در مدينه منتشر شد كه هرقل سلطان روم با چهل هزار مرد جنگى به تبوك آمده ؛ و با چهار طائفهء مهم هم عهد شده ؛ و با أموال و اثقال و مواشى فراوان عازم مدينه و قتل مسلمين ، و نهب و غارت أموال و إسارت بردن زنان و كودكان ايشان است ؛ و اين خبر را هر روز بهطورى پخش مىكردند كه پيوسته مسلمين در بيم و هراس به سر مىبردند ؛ و در انتظار حملهء چنين لشگرى خود را مىديدند ؛ و اين امور وضع مدينه و مسلمين را دگرگون كرده بود .
در اين حال آيات قرآن با شدّتى هر چه تمامتر نازل مىشد ؛ و مسلمين را أمر به بسيج عمومى نموده ؛ و با أموال و جانهاى خود در راه خدا ترغيب مىكرد ؛ و پيامبر علناً به مردم براى تجهيز لشگر آمادگى ايشان را از جهت عِدَّه و عُدَّه ، جنگ با روم را گوشزد كردند ؛ و مسلمين همه آمادهء جهاد شدند و با لشگرى أنبوه با رسول خدا به حركت آمدند .
منافقان كه أمر جهاد براى آنها نيز بود ، چون زحمت جهاد و رنج سفر به شام را مىدانستند ، هر يك به عذرى خود را معذور نموده و كنار كشيدند ؛ و بعضى همچون عَبْدُ الله بن ابَىّ كه داراى شخصيّت و موقعيّتى عظيم بود ، خود با ياران و طرفدارانش تا محلّ جُرْف « 1 » كه لشگر حضرت در به دو خروج بود آمده ؛ و در كنار آن محلّ كه پائينتر از جماعت رسول خدا و مسلمين بود پرّه زد ؛ و علم آويخت . و گويند كه جماعت او از جماعت رسول خدا كمتر نبود . « 2 »
هامش
- آن است ، كه ابن دُرَيد فتح آنرا إنكار كرده و از اغلاط اصحاف حديث شمرده است . و دردور دومه ديوارى است كه دُومه را به شكل قلعه درآورده است و در داخل ديوار قلعهء منيعى است كه به آن مارد گويند و آن قلعهء اكَيدر بن عبد الملك بن عبدالحىّ بن أعيا بن الحارث است كه سلطان آنجا بوده است و آن قلعه بهدست خالد بن وليد فتح شد و اكَيدر اسلام آورد و او را خالد بهمدينه نزد رسول خدا آورد و معاهدهاى بين آن حضرت و او منعقد شد .
( 1 ) - در « سيرهء حلبيّه » ج 3 ، ص 151 لشگرگاه آن حضرت را در جُرْف نوشته است ؛ و در « معجم البلدان » آورده است كه : جُرْف در سه ميلى مدينه به طرف شام است .
( 2 ) - در « سيرهء ابن هشام » ج 4 ، ص 946 آمده است كه : عبد الله بن ابىّلشگر خود را عليحده زد ، پائينتر از لشگر رسول خدا در نزديكى ذُباب ؛ و بنابر آنچه گمان مىكنند : لشگر او كمتر از لشگر رسول