مُوسَى و حديث مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ و حديث هَذَا يعْسُوبُ الِّدينِ و حديث لَا فَتَى إلَّاعَلِىّ و حديث أحَبُّ خَلْقِكَ إلَيك و ديگر أحاديثى كه بر اين منوال و مضمون دلالت بر أفضليّت و مقام على مىنمود . « 1 »
در « غايةُ الْمَرام » از « مسند » أحمد بن حَنْبَل يازده حديث « 2 » و از صحيح بخارى سه حديث « 3 » و از صحيح مُسْلِم هفت حديث « 4 » دربارهء حديث سَعْد بن أبىوقّاص و غيره دربارهء حديث منزله در وقت حركت رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به غزوهء تبوك و بهطور مطلق آورده است .
و نيز از كتاب « جمع بين الصّحاح السِّتَّة » كه مؤلِّف آن رزين است ؛ در ثلث أخير از جزءِ سوّم آن كه در باب مناقب أميرالمؤمنين على بن أبىطالب « عليه السّلام » است ؛ از صحيح أبىداود و صحيح ترمذى ؛ از أبوسريحه و زيد بن أرقم روايت كرده است كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » گفتند :
مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلَاه . و از سَعْد بن أبىوقَّاص روايت كرده است كه
هامش
- مشركين بودند به نزد رسول خدا آمده و گفتند : اى رسول الله خدا جماعتى از پسران ما و برادران ما و غلامان ما كه معناى دين را نمىفهمند بهجهت فرار از اموال ما و املاك ما كه در آنها كار مىكردهاند اينك به نزد تو آمدهاند ؛ آنها را بما بازگردان ؛ حضرت رسول الله با أبوبكر مشورت كردند گفت : راست مىگويند اى رسول خدا ؛ و با عمر مشورت كردند گفت : راست مىگويند اى رسول خدا ؛ رسول خدا فرمود : اى جماعت قريش از گفتار و خواستهء خود دست بر مىداريد ؟ و يا آنكه خداوند بر مىانگيزد بر عليه شما كسى را كه گردنهاى شما را براى من با شمشير بزند ؟ آنكس كه خداوند دل او را به ايمان امتحان كرده است . ابوبكر گفت : كيست آنكس اى رسول خدا ؟ عمر گفت : كيست آنكس اى رسول خدا ؟ رسول خدا « صلى الله عليه و آله و سلّم » فرمود : خَاصِف النَّعل فى المسجد آنكس كه كفش را در مسجد پينه مىزند ؛ و اين در حالى بودكه پيامبر نعلين خود را به أميرالمؤمنين داده بودند كه پينه بزند . و سپس أميرالمؤمنين گفتند : رسول خدا فرمود : لا تَكْذِبُوا عَلَىَّ فَإنَّ من كذب عَلَىَّ متعمَّداً فَلْيتَبوَّاً مَقْعَدهُ من النَّار . « دروغ بر من نبنديد زيرا كه كسىكه دروغ برمن ببندد بايد محلّ خود را در آتش تهيّه ببيند ! » ( كنز العمّال ؛ طبع حيدرآباد ج 15 ؛ ص 153 و ص 154 حديث 433 و 434 و مناقب خوارزمى طبع نجف ص 85 و ص 86 ) .
( 1 ) - « غاية المرام » ص 125 حديث نود و نهم از عامّه .
( 2 ) - « غاية المرام » ص 109 و 110 ، حديث اوّل تا يازدهم از عامّه .
( 3 ) - همين كتاب ص 110 حديث دوازدهم تا چهاردهم از عامّه .
( 4 ) - همين كتاب ص 110 و ص 111 حديث پانزدهم تا بيست و يكم از عامّه .