تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
معاويه گفت : آيا اين سخن را از رسول خدا كس ديگرى هم با تو شنيده است ؟ ! سَعْد گفت : آرى ! فلان و فلان و امّ سَلَمه ! معاويه گفت : اگر من اين سخن را شنيده بودم با على جنگ نمىكردم . « 1 » و ابن ديزيل گفته است كه : جَعْفر بن مَكِّى براى من روايت كرد كه : من از محمّد بن سُلَيمان بن سلمس كه حاجب و پرده دار بود - و من او را ديده بودم و آشنايى و معرفت مختصرى دربارهء او داشتم ؛ و مرد ظريفى و اديبى بود ؛ و به علوم رياضيّات و فلسفه مطّلع بود ؛ و نسبت به يكى از مذاهب بخصوصه تعصّبى نداشت - دربارهء أمر عَلِى و عُثْمان پرسيدم . او در پاسخ من گفت : اين عدوات قديمى است كه از جهت نسب بين فرزندان عبد شمس و فرزندان بنى هاشم بوده است ؛ و حَرْبُ بْنُ امَيه با عَبْدُ الْمُطَّلِب بن هَاشِم منافرتى تمام داشت و با او جنگ كرد . و پيوسته در اين دو بيت تباغض و تنافر بوده است . و سپس گفتار را به درازا كشانيد و شرح مُشْبِعى بيان كرد تا آنكه گفت و بيان كرد مطالبى را كه رسول خدا دربارهء على فرموده است مثل حديث خَاصِفُ النَّعْل « 2 » و حديث مَنْزَلة هَارون مِن
هامش
- در « غاية المرام » قسمت اول ص 114 در حديث شمارهء 53 از عامّه و ص 130 از خاصّه اين گفتگو را بين معاويه و سَعْد آورده است ولى به‌جاى آيه أنفسنا منقبت ديگرى را كه نزول آيه تطهير و دخول خمسهء طيّبه تحت الكساء است آورده است ؛ و اين حديث را از ابن شيرويه در كتاب « فردوس » آورده است . و نيز همان متن اوّل را در « غاية المرام ص 115 در حديث شمارهء 57 از عامّه از موفّق بن احمد خوارزمى در « مناقب » و در ص 123 و ص 124 از ابراهيم حمّوئى در « فرائد السّمطين » از عامّهء ؛ و در ص 130 حديث 19 ؛ از خاصّه از « أمالى » شيخ طوسى آورده است ؛ و متن دوّم را حاكم در « مستدرك » ج 3 ؛ ص 108 و ص 109 آورده است ؛ و نيز متن دوّم را ابن أثير جزرى در « أسد الغابة » ج 4 ؛ ص 25 و ص 26 آورده است . ( 1 ) - و اين روايت را ابن‌كثير در « البداية و النهاية » ج 8 ؛ ص 77 از كثير نورى از عبدالله بن بديل آورده است . ( 2 ) - در « كنز العمّال » با دو سند و در « مناقب » خوارزمى از أميرالمؤمنين « عليه السلام » روايت كرده است كه : در جنگ حديبيه جماعتى از مشركان كه در ميان آنها سهيل بن عمرو و جماعتى از رؤساء