تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
« و اگر دو دسته از مؤمنان با هم بجنگند ؛ شما در ميان آنها صلح بر قرار كنيد پس اگر يكدسته بر دسته ديگر ستم كرد ؛ شما با آن دستهء ستمكار بجنگيد ؛ تا آن دسته به أمر و حكم خدا بازگشت كند . » سوگند به خدا تو نه با آن دسته ستمكار جنگيده‌اى ؛ و نه با آن دسته‌اى كه به آنها ستم شده است ؛ و بنا بر اين استدلال ؛ معاويه سَعْد را محكوم و مُفْحَم نمود . و ابن ديزيل در كتاب حنّ دنبال اين مطلب إضافه‌اى دارد كه در « كتاب صفّين » آورده است ؛ و آن اين است كه سَعْد به او گفت : آيا تو مرا أمر مىكنى كه جنگ كنم با مردى كه رسول خدا دربارهء او گفته است : أنْتَ مِنِّى بِمَنْزِلَة هَارونَ مِنْ مُوسَى إلَّا أنَّهُ لَا نَبِىّ بَعْدِى ؟ ! « 1 »
هامش
( 1 ) - روايت برخورد معاويه را با سَعْد بن أبى وقّاص بزرگان خاصّه و عامّه به عبارات مختلفى در كتب خود آورده‌اند . از جمله در « كشف الغمّة » ص 43 و ص 44 على بن عيسى إربلى ؛ از « مناقب » خوارزمى با اسناد خود از أبوعيسى ترمذى ؛ از عامر بن سَعْد بن أبى وقّاص ؛ از پدرش آورده است كه : معاويه ؛ سَعْد بن وقّاص را امر كرد تا على را سبّ كن و سَعْد از سبّ كردن امتناع كرد . معاويه گفت : به چه جهت از سبّ أبوتراب امتناع ورزيدى ؟ سَعْد گفت : چون دربارهء على سه خصلت از رسول خدا شنيدم كه اگر هر يك از آنها در من بود ؛ در نزد من محبوب‌تر بود از شتران سرخ مو ! از رسول خدا در حالى كه على را در بعضى از غزواتش به جانشينى خود در مدينه معيّن فرمود - و على گفت : إى رسول خدا تو مرا بر زنان و كودكان خليفه نمودى ؟ شنيدم كه مىگفت : أما ترضى أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبوّة بعدى ؟ و شنيدم كه در روز خيبر مىگفت : لُاعطينّ الرّاية غداً رجلًا يحبّ الله و رسوله و يحبّه الله و رسوله ؛ و ما گردن كشيديم و سر برافراشتيم كه شايد ما را بدين أمر مأموريّت دهد . پيامبر گفت : أدعوا علياً . على نزد رسول خدا آمد و چشمانش دردناك بود . رسول خدا آب دهان خود را به چشمان او زد و پرچم جنگ را به او سپرد و خداوند به‌دست على خيبر را فتح كرد ؛ و چون اين آيه نازل شد :فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْتا آخر آيه ؛ رسول خدا على و فاطمه و حسن و حسين را فرا خواند و به پروردگار عرض كرد : اللهّم هَؤلاء أهلُ بَيتِى ! « پروردگارا ؛ اينانند كه أهل بيت من هستند » . أبوعيسى ترمذى گويد : هذا حديث حَسَنٌ غريبٌ صحيحٌ من هذا الوجه . و قال رضى الله عنه كه رسول خدا گفته است : أما ترضى أن تكون منّى بمنزلة هارون من موسى . و اين حديث را شيخين : بخارى و مسلم در دو كتاب « صحيح » خود به طرق مختلف روايت كرده‌اند . و ابن حَجَر عسقلانى در كتاب « الإصابة » ج 2 ؛ ص 503 ؛ اين خبر را از ترمذى با سند قوى از عامر بن سَعْد از پدرش سَعْد روايت كرده است ؛ و ابن أثير جزرى در « اسَعْد الغابة » ج 4 ؛ ص 25 و ص 26 در ترجمهء احوال أميرالمؤمنين « عليه السّلام » آورده است . و