تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
فلهذا با اين برخورد تند و خشن با معاويهء ؛ و فرو ماندن از پاسخ معاويهء مكّار و غَدّار ؛ و مشاهدهء انقلاب و تشويش أوضاع ؛ بعد از ضربت خوردن امام مظلوم أمير المؤمنين « عليه السّلام » كه پس از مرگش از خود هيچ باقى نگذاشت « 1 » و روشن شدن مظلوميّت‌ها و فريادها و خطبه‌هاى بىجواب آن حضرت ؛ در قصر خود در عقيق در ده ميلى مدينه با تعيّن و شخصيّت مىزيست ؛ و به اوضاع تماشا مىكرد . و معاويه چون ديد كه با وجود او با موقعيّت او در ميان مردم نمىتواند براى فرزندش يزيد بيعت بگيرد ؛ لهذا او را با سبط رسول خدا حسن مجتبى « عليه السّلام » به زهر كشت . أبُوالْفَرَج إصفهانى با سند متّصل خود آورده است كه : معاويه چون خواست بعد از خودش يزيد را جانشين خود كند ؛ سَمّى را مخفيانه در طعام نموده ؛ و به حضرت امام حسن « عليه السّلام » و به سَعْد خورانيد ؛ و آن دو نفر به فاصله چند روز از همديگر فوت كردند . « 2 » و نيز با سند ديگر خود روايت كرده است كه : چون خطبه حضرت امام حسن « عليه السّلام » به پايان رسيد ؛ حضرت امام حسن « عليه السّلام » به مدينه بازگشتند ؛ و در آنجا اقامت گزيدند ؛ و چون معاويه خواست براى پسرش يزيد بيعت بگيرد ؛ هيچ چيز براى او سنگين‌تر از أمر حَسَن بن علىّ و سَعْد بن أبىوَقّاص نبود ؛ فلهذا در پنهانى سَمّى به آنها خورانيد ؛ و آن دو نفر از آن سمّ بمردند . « 3 »
هامش
( 1 ) - در « مقاتل الطالبيّين » طبع معرفت لبنان ؛ در ج 1 ؛ ص 51 و ص 52 در ضمن خطبهء إمام حسن مجتبى « عليه السّلام » بعد از شهادت أميرالمؤمنين « عليه السّلام » آورده است كه آن حضرت فرمود : و ما خلف صفراء و لا بيضاء إلّا سبعمائة درهم بقيت من عطائه أراد أن يبتاع بها خادماً لأهله . « پدرم رحلت كرد و نه زر سرخى و نه نقرهء سپيدى از خود باقى نگذاشت مگر هفتصد درهم كه از عطاى او باقيمانده بود و مىخواست براى اهل و عيال خود غلامى بخرد . » و نيز اين مطلب را در « طبقات » ابن سَعْد ج 3 ؛ ص 38 آورده و در « كنز العمّال » ج 15 ؛ ص 172 آمده است . ( 2 ) - مقاتل الطالبيّين ج 1 ؛ ص 50 . ( 3 ) - « مقاتل الطالبيين » ج 1 ؛ ص 73 . و نيز با سند ديگر آورده است كه : توفّى الحسن بن على و سَعْد بن