تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
من قبل از آنكه ديگر مرا نيابيد ! سوگند به خدا از هيچ يك از وقايع گذشته ؛ و از هيچ يك از وقايع آينده از من نمىپرسيد ؛ مگر آنكه من شما را بدان مطّلع و آگاه مىكنم ! ناگهان سَعْد بن أبىوَقّاص در برابر او برخاست و گفت : اى أمير مؤمنان به من خبر بده كه چند عدد مو در سر و ريش من است ؟ ! حضرت به او فرمود : سوگند به خدا بدانكه از مسأله‌اى از من سؤال كردى كه خليل من رسول خدا « صلى الله عليه و آله و سلّم » از آن به من خبر داده است كه تو از من درباره آن سؤال خواهى نمود : در سر تو و در ريش تو هيچ موئى نيست مگر آنكه در بن و ريشه آن شيطانى نشسته است ! و تحقيقاً در خانهء تو يك مرد رذل و پستى است ( و يا يك كودكى است ) كه فرزندم حسين را خواهد كشت ! و عُمَر بن سَعْد در آن روز طفلى بود كه در مقابل او مىدويد و به طور كودكانه راه مىرفت . » بارى سَعْد از بيعت و نصرت و تحت ولايت او بودن ؛ روى مىتابد ؛ و گرفتار دندان طمع معاويه مىگردد . و عبد الله بن عمر خشك مقدّس كوتاه فهم از بيعت با آن حضرت خوددارى مىكند ؛ و بعداً با يزيد بن معاويه ؛ و بعد از او با عبد الملك بن مروان بيعت مىنمايد .
هر كه گريزد ز خراجات شاه * باركش غول بيابان شود
معاوية بن أبوسُفْيان از او توقّع دارد كه على را سبّ كند ؛ و مورد مؤاخذه قرار مىگيرد . سَعْد هم با آن سوابقى كه دارد ؛ و با آن سوابق بىنظير كه از همرزم ؛ و صاحب ولايت ؛ و حائز علم و فقه و قرآن و قضاء : أميرالمؤمنين « عليه السّلام » دارد ؛ و با آن سوابقى كه از معاويه مشرك و پدرش أبو سفيان - رأس فساد و جنگ و تجهيز جيش و لشگر بر عليه إسلام ؛ و سر منشأ خيانت و جنايت ؛ و عفريت غول پيكر نفاق و دوئيّت - دارد كه در سال هشتم از هجرت در فتح مكّه اضطراراً و اكراهاً إسلام آورده‌اند ؛ چگونه مىتواند خود را حاضر براى سبّ على كند ؟ !
امام شناسى (فارسى) — صفحة 186 | السيد محمد حسين الطهراني