تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
در آن وقتى كه قدرت و نيرو به دست معاويه نبود على را تنها گذاردى ! و او را مخذول و منكوب كردى ! و با يك سيل از مخالفان و دشمنان و دنيا خواهان مواجه ساختى ! اينك كه آب از سر گذشته است و لشگرش متفرّق شده‌اند ؛ و أصحابش دست از حمايت او برداشته‌اند ؛ و حضرت حسن مجتبى وصىّ او را تنها و بدون ناصر مجبور به بيعت با طاغى زمان نموده‌اند ؛ تو در قصر خودت در عقيق مناقب على را بگو ؛ اين به چه درد مىخورد ؟ اينجا تو پيوسته عبادت كن ؛ اين چه عبادتى است ؟ ! خدايش رحمت كند مرحوم آية الله حاج سيّد محمود شاهرودى - تغمّده الله برضوانه - كه يكى از اساتيد فقه حقير در نجف اشرف بودند ؛ يك روز بر فراز منبر در بين درس مىفرمود . سه دسته مقدّس مآب و أهل عبادت‌هاى صورى و بى معنى مىشوند : 1 - طَلَبهء درس نخوان 2 - تاجر ورشكسته 3 - حاكم معزول . عبد الله بن عُمْر نيز در آخر عمر از عدم نصرت أميرالمؤمنين « عليه السّلام » و جنگ نكردن با فئهء باغِيَه ( معاويه و همراهانش ) افسوس مىخورد . ابن عبدالبرّ گويد : به طرق مختلفى از حبيب بن أبىثابت ؛ از ابن عُمَر روايت شده است كه : نَّهُ قَالَ : مَا آسىَ عَلَى شْىءٍ الّا أنىِّ لَمْ اقَاتِلْ مَعَ عَلىِّ الْفَئِة الْبَاغِيَة « 1 » « او گفت : من بر چيزى تأسف نخوردم مگر بر اينكه با علىّ بن أبىطالب با گروه ستمكار ( فئه باغيه ) جنگ نكردم . » و نيز از دارقُطْنىّ در « مُؤَتَلف و مُخْتَلَف » با سند خود از ابن عمر روايت كرده است كه : مَا آسَى عَلَى شَىْء إلّا عَلَى ألَّا أكُونَ قَاتَلتُ الْفِئَة الْبَاغِيَة عَلَى صَوّمِ الْهَوَاجِرِ « 2 » « او گفت : من بر چيزى تاسّف نخوردم ؛ مگر بر آنكه در روزهاى گرم تابستان روزه‌هاى مستحبّى مىگرفتم و آن روزه‌ها را بر جنگ با فئه باغيه : جماعت ظالم و ستمگر ؛ مقدّم مىداشتم . » و نيز با سند ديگر از او روايت كرده است كه : مَا أجِدُنى آسَى عَلى شَىْءٍ
هامش
( 1 ) « استيعاب » ج 3 ؛ ص 1117 و ص 953 . ( 2 ) « استيعاب » ج 3 ؛ ص 1117 و ص 953 .