اللّه صلّى اللّه عليه و آله أكتفى بها عن جميع مناقبى و فضلى .
« اى جماعت مردم ! مناقب و فضايل من بيشتر از آن است كه به شمار درآيد ! ولى پس از آنكه خداوند قدرى از آن را در كتاب خودش بيان كرده و فرستاده است ، و پس از آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قدرى از آن را گفته است ، من از جميع مناقب و فضايل خود به همان مقدار گفتار خدا و رسول خدا اكتفا مىكنم » .
( در اينجا حضرت به بسيارى از مناقب خود كه در كتاب خدا نازل شده و يا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيان كردهاند مفصّلا و تصريحا بياناتى دارد ، و با يكايك آنها به نحو منا شده با مردم مستمع احتجاج مىكند ، و همه مىگويند : اللّهمّ نعم « بار پروردگارا ما شاهديم كه همينطور است كه على مىگويد و پيامبر دربارهء او چنين گفته است » . اين مناشده بسيار مفصّل و جالب است ، ولى چون غالب عبارات و مطالب آن مشابه با مناشده و احتجاج آن حضرت در زمان خلافت عثمان در مسجد رسول اللّه در هنگامى كه مهاجرين و أنصار به سوابق خود افتخار مىكردند ، مىباشد - و ما نيز عين آن را در احتجاج سوّم از همين بحث از « فرائد السّمطين » حمّوئى با سند متّصل خود از سليم بن قيس از ص 32 تا ص 40 نقل كردهايم - فلهذا از ذكر متن آن صرفنظر نموده و فقط به جملهء مورد استشهاد و احتجاج ما در اين بحث كه احتجاج به حديث غدير است مىپردازيم : ) فأمر اللّه عزّ و جلّ أن يعلمهم و أن يفسّر لهم من الولاية ما فسّر لهم من صلاتهم و صيامهم و زكاتهم و حجّهم ، فنصبنى بغدير خمّ و قال : إنّ اللّه أرسلنى برسالة ضاق بها صدرى ، و ظننت أنّ النّاس مكذّبونى ، فأوعدنى لابلّغنّها أو يعذّبنى ! قم يا علىّ ! ثمّ نادى بالصّلاة جامعة فصلّى بهم الظّهر ثمّ قال : أيّها النّاس ! إنّ اللّه مولاى و أنا مولى المؤمنين و أولى بهم من أنفسهم . من كنت مولاه فعلىّ مولاه . اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ! فقام إليه سلمان الفارسىّ فقال : يا رسول اللّه ولاؤه كما ذا ؟ ! فقال : ولاؤه كولايتى . من كنت أولى به من نفسه فعلىّ أولى به من نفسه . و أنزل اللّه : اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام دينا .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧٩