تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
در اين صورت اگر إمامشان مظلومانه كشته شده بود براى أولياى آن إمام حقّ خون‌خواهى او را مىدهد ، و اگر ظالمانه كشته شده بود ، نظر مىكند كه حكم در اين باره چگونه است .

[ گواهى پيك‌هاى معاويه به انصاف أمير المؤمنين عليه السّلام ]

و اين أوّلين چيزى است كه سزاوار است به جاى آورند ، و آن اينكه براى اجتماع امور خود إمامى را اختيار كنند و از او متابعت و پيروى نموده و اطاعت او را بنمايند . اين در صورتى است كه حقّ تعيين إمام از آنها باشد ، و اگر حقّ اختيار و انتخاب إمام با خداى عزّ و جلّ و با رسول او باشد ، خداوند زحمت و مشقّت نظر در إمام و انتخاب او را از ايشان برداشته و خود كفايت اين أمر را نموده است ، و رسول خدا إمامى را براى آنها پسنديده و أمر به إطاعت و متابعت از او كرده است . و مردم پس از كشته شدن عثمان با من بيعت كردند و مهاجرين و أنصار پس از آنكه سه روز با هم به مشورت نشستند با من بيعت كردند . و ايشان همان كسانى بودند كه با أبو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند و پيمان إمامت آنها را بر ذمّهء خود نهادند . و كسانى كه متصدّى و متولّى بيعت شده‌اند أفرادى هستند كه در غزوهء بدر حضور داشته و از سابقه‌داران از مهاجرين و انصار مىباشند ، با اين تفاوت كه بيعتى كه آنها با خلفاى قبل از من كرده‌اند بدون مشورت با عامّه صورت گرفت و بيعت با من با مشورت با عامّه بود . و بنابراين اگر خداوند جلّ اسمه حقّ اختيار و انتخاب خليفه را به امّت واگذار كرده است و ايشان هستند كه بايد در مصالح خودشان نظر كنند و تصميم بگيرند و نظر و تصميم و انتخاب آنها از اختيار و نظر خدا و رسول خدا بهتر مىباشد ، و آن كسى را كه اختيار كرده‌اند و با او بيعت كرده‌اند ، بيعت هدايت بوده ، و آن كس إمام واجب الطّاعة و النّصرة مىباشد ، پس مردم دربارهء من مشورت كردند و با اتفاق و إجماعى كه از آنها تحقّق يافت مرا به خلافت برگزيدند . و اگر حقّ اختيار و انتخاب با خداوند است ، پس او مرا براى امّت اختيار نمود و مرا به عنوان خلافت و جانشينى برگزيد و در كتاب منزل خود و در سنّت پيغمبر مرسل خود صلّى اللّه عليه و آله مردم را أمر به إطاعت از من و نصرت من نمود ، پس اين أمر