تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
قبل از آنكه از منبر خود فرود آئى مىگويى : و اللّه إنّى لأولى النّاس بالنّاس ، و ما زلت مظلوما منذ قبض رسول اللّه . ( سوگند به خدا من از مردم به آنها سزاوارترم ، و پيوسته من از روزى كه رسول خدا رحلت كرد مظلوم بوده‌ام ) . اگر اين گفتارى كه از تو به من رسيده است حقّ باشد ، هر آينه ستمى را كه أبو بكر و عمر نسبت به تو كرده‌اند از ستم عثمان بيشتر بوده است . چون اين‌طور به من رسيده است كه تو مىگوئى : رسول خدا در وقتى كه رحلت كرد و ما بر جنازهء او حاضر بوديم ، عمر رفت و با أبو بكر بيعت كرد ، و از تو نظريّه‌اى نخواست و مشورتى ننمود . و اين دو نفر ( أبو بكر و عمر ) با أنصار با حقّ تو و حجّت تو و قرابت تو نسبت به رسول خدا محاجّه و مخاصمه نمودند و با اين استدلال پيروز شدند ، و اگر أمر ولايت را به تو مىسپردند و با تو بيعت مىكردند ، سريعترين كسى كه به سوى تو مىآمد و إجابت مىكرد عثمان بود ، به جهت قرابتى كه تو با او داشتى و حقّى كه بر او داشتى ، چون عثمان پسر عموى تو و پسر عمّهء تو بود ! و پس از آن أبو بكر در وقت مردنش ، خلافت را به عمر واگذار كرد و در حين استخلاف و وصيّت براى او ، از تو صلاحديد نخواست و مشورت ننمود ، و سپس عمر تو را در ميان شش نفر در شورى قرار داد ، و از آن شورى جميع مهاجرين و أنصار و غير آنها را خارج كرد . و شما أمر خود را در روز سوم كه ملاحظه نموديد مردم اجتماع كرده‌اند و شمشيرها آماده كرده‌اند و قسم خورده‌اند كه اگر خورشيد غروب كند و شما يك نفر را براى ولايت انتخاب نكنيد گردن‌هاى شما را مىزنند و أمر عمر و وصيّت او را دربارهء شما تنفيذ مىكنند ، به عبد الرّحمن بن عوف سپرديد ، و ابن عوف با عثمان بيعت كرد و شما هم با او بيعت نموديد ! و پس از آن عثمان محصور شد و از شما يارى خواست و او را يارى نكرديد ، و شما را فرا خواند و اجابت ننموديد ، درحالىكه بيعت با او در عهدهء شما و در ذمّهء شما بود . و شما اى جماعت مهاجرين و أنصار همگى حاضر و شاهد بوديد ، و راه را براى آمدن مصريان باز گذاشتيد تا آمدند و عثمان را كشتند ، و گروهى از شما نيز بر كشتن او معاونت و كمك نموديد و همگى شما او را مخذول و تنها گذاشتيد ، و بنابراين تمام أفراد شما دربارهء أمر عثمان از يكى از سه حال بيرون نبودند : يا قاتل