تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
بگذار و به ما ردّ كن تا - اى پسر عموى ما - ما آنها را بكشيم ، و در اين صورت ما به خلافت با تو بيعت مىكنيم و أمر ولايت و إمارت را به تو مىسپاريم ! اين يك سؤال . و أمّا سؤال دوّم آنست كه : جواسيس من به من خبر داده‌اند و نامه‌هائى نيز از أولياى عثمان از كسانى كه با تو هستند و به نفع تو مىجنگند - و ما چنين مىپنداريم كه جسد آنها با توست و به رأى تو گوش فرا مىدهند و به أمر تو راضى هستند ، و ليكن أنديشه و خاطرهء آنها با ماست و دل آنها در نزد ماست - به من رسيده است كه تو نسبت به أبو بكر و عمر ، اظهار محبّت مىكنى و بر آنها رحمت مىفرستى ، و ليكن از ذكر نام عثمان خوددارى مىكنى ، نه رحمت مىفرستى و نه لعنت مىكنى ! ( و در روايتى است كه : نه سبّ مىكنى و نه برائت مىجوئى ! ) و به من چنين رسيده است كه تو وقتى كه با همرازان خبيث خودت شيعيان و پيروان خاصّ متعصّب و دروغگوى خودت ، خلوت مىنمائى ، در نزد ايشان از أبو بكر و عمر و عثمان برائت مىجوئى و آنها را لعنت مىكنى و ادّعا دارى كه تو وصىّ رسول اللّه در امّت او و خليفه و جانشين او در ميان مردم هستى و خداوند عزّ و جلّ إطاعت أمر تو را بر مؤمنين واجب كرده است و به ولايت تو در كتاب خود و سنّت پيامبرش أمر كرده است ، و خداوند محمّد را أمر كرده است كه در ميان امّت اين أمر را به پا بدارد ، و بر محمّد اين آيه را فرستاده است :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ .
« 1 » و رسول او ، طائفهء قريش و أنصار و بنى أميّه را در غدير خمّ گرد آورد ( و در روايت ديگرى است كه اميّة را در غدير خمّ گرد آورد ) و آنچه را كه از طرف خدا به او دربارهء تو وحى شده بود تبليغ كرد ، و امر كرد كه شاهدان به غائبان برسانند ، و پيغمبر به مردم إخبار كرد كه إنّك أولى بهم من أنفسهم ، و إنّك منه بمنزلة هارون من موسى . و نيز چنين به من رسيده است كه تو هيچوقت خطبه‌اى نمىخوانى مگر آنكه
هامش
( 1 ) - آيه 67 ، از سورهء 5 : مائده .