تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
داستان را از أوّلش نقل مىكنيم و سپس به استشهاد أمير المؤمنين عليه السّلام به حديث غدير مىپردازيم . اين داستان مفصّلا در كتاب تابعى عظيم الشّأن سليم بن قيس هلالى كوفى كه از أعاظم أصحاب آن حضرت است و جلالت و وثاقت و أمانت و صداقت او در نقل ، در ميان خاصّه و عامّه جاى گفتگو نيست ، آمده است : ابان بن أبى عيّاش از سليم بن قيس روايت مىكند كه او مىگويد : ما با أمير المؤمنين عليه السّلام در صفّين بوديم . و أبو هريرهء عبدى چنين مىداند كه او از عمر بن أبى سلمه شنيده است كه معاويه ، أبو درداء و أبو هريره را كه از جزو اصحاب او بودند به نزد خود فراخواند و گفت شما دو نفر به نزد على برويد و از من به او سلام برسانيد و به او بگوئيد : سوگند به خدا من مىدانم كه توبه خلافت از من سزاوارتر و لايق‌ترى ، زيرا كه تو از مهاجرين نخستين هستى ، و من از آزادشدگان هستم ، و من همانند تو سابقه در اسلام و قرابت رسول خدا و علم به كتاب خدا و سنّت پيامبر او را ندارم . مهاجرين و أنصار پس از آنكه سه روز با هم به مشورت پرداختند به نزد تو آمدند و همگى با طوع و رغبت بدون إجبار و إكراه بيعت كردند . و أوّلين كسانى كه با تو بيعت كردند طلحه و زبير بودند ، و پس از آن بيعت خود را شكستند و ستم كردند و طلب چيزى را نمودند كه حقّ آنها نبود . و به من چنين رسيده است كه تو نسبت به خون عثمان اعتذار مىجوئى و از خون او برائت دارى ! و چنين مىدانى كه او كشته شد و تو در خانه‌ات نشسته بودى ! و چون كشته شد تو گفتى : بار پروردگارا من به اين أمر راضى نبودم و ميل نداشتم . و در روز جنگ جمل چون از لشكر مقابل تو فرياد برآوردند : يا لثارات عثمان ( نداى استغاثه براى خونخواهى او ) تو گفتى : كبّ قتلة عثمان اليوم لوجوههم إلى النّار ( كشندگان عثمان ، امروز با صورت‌هاى خود به رو در آتش افتند ) آيا ما عثمان را كشتيم ؟ عثمان را آن دو نفر و آن زن مصاحب و همراهشان ( طلحه و زبير و عائشه ) كشتند و فرمان به قتل او دادند ، و من در خانهء خودم نشسته بودم و من ابن عمّ او و مطالب خون او مىباشم . اگر مطلب از همين قرار است كه گفته‌اى ، كشندگان عثمان را در اختيار ما