أنصارى بودند ، و گفتند : ما گواهى مىدهيم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : ألا من كنت مولاه فعلىّ مولاه . اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و أحبّ من أحبّه ، و أبغض من أبغضه ، و أعن من أعانه . و اين حديث را أبو موسى تخريج كرده است .
و همچنين ابن أثير در ترجمهء أحوال أبو زينب ابن عوف انصارى آورده است كه : أصبغ بن نباته گفته است كه : نشد علىّ النّاس : من سمع رسول الله صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم يقول يوم غدير خمّ ما قال إلّا قام . فقام بضعة عشر فيهم أبو أيّوب الأنصارىّ ، و أبو زينب ، فقالوا : نشهد أنّا سمعنا رسول اللّه صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم و أخذ بيدك يوم غدير خمّ فرفعها ، فقال :
أ لستم تشهدون أنّى قد بلّغت و نصحت ؟ قالوا : نشهد أنّك قد بلّغت و نصحت ! قال : ألا إنّ اللّه عزّ و جلّ وليّى و أنا ولىّ المؤمنين ، فمن كنت مولاه فهذا علىّ مولاه ! اللّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و أحبّ من أحبّه ، و أعن من أعانه ، و أبغض من أبغضه . أخرجه أبو موسى . « 1 » و ابن حجر عسقلانى از طريق ابن عقده با دو سند مختلف از أصبغ بن نباته مضمون اين حديث را روايت كرده است . « 2 » و همچنين ابن أثير در أحوال أبو قدامهء أنصارى با سند متّصل خود از أبو طفيل روايت كرده است كه او مىگويد : ما در نزد على رضى اللّه عنه بوديم و او گفت : من با سوگند به خداوند تعالى از شما مىخواهم كه هر كس در روز غدير خمّ حضور داشته است برخيزد . و هفده نفر برخاستند كه در ميان آنها أبو قدامهء أنصارى بود و گفتند : ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم از حجّة الوداع برمىگشتيم تا اينكه چون ظهر فرا رسيد ، آن حضرت بيرون آمد و دستور داد درختهائى را كه در آنجا بود بهم بستند و پارچه بر روى آنها كشيدند و پس از آن إعلان نماز در داد . ما براى نماز بيرون شديم و نماز را بجاى آورديم ، و سپس رسول خدا حمد و ثناى
هامش
( 1 ) - « اسد الغابة » ج 5 ، ص 205 .
( 2 ) - « الإصابة » ج 2 ، ص 408 . و « الإصابة » ج 4 ، ص 80 .