تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
مرد ، مولى و صاحب اختيار اوست ، غير از من ؟ ! گفتند : نه . و فرمود : من با قسم به خدا از شما سؤال مىكنم : آيا در ميان شما كسى هست كه پيغمبر به او گفته باشد : نسبت توبه من همان نسبت هارون پيامبر است با برادرش موساى پيامبر ، با اين تفاوت كه پس از من پيغمبرى نخواهد بود غير از من ؟ ! گفتند : نه . و فرمود : من با قسم به خدا از شما سؤال مىكنم : آيا در ميان شما كسى هست كه در فرستادن سورهء برائت و قرائت آن براى مشركان مكّه ، مورد أمانت رسول اللّه واقع شده باشد و پيغمبر دربارهء او گفته باشد : اين پيام را ، هيچكس نمىتواند برساند ، مگر آنكه خودم باشد و يا مردى از من باشد ، غير از من ؟ ! گفتند : نه . فرمود : آيا شما نمىدانيد كه أصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در موارد بسيارى در حال جنگ از جاى پيغمبر فرار كردند و از پيغمبر دور شدند ، غير از من كه أبدا هيچوقت فرار نكردم ؟ گفتند : آرى . فرمود : آيا نمىدانيد كه من أوّلين كسى هستم كه إسلام آورده‌ام ؟ ! گفتند : آرى » . و سپس فرمود : پس كدام يك از ما نسبش به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نزديكتر است ؟ ! گفتند : تو . در اين حال عبد الرّحمن بن عوف سخن آن حضرت را بريد و گفت : يا علىّ أبى النّاس إلّا على عثمان ، فلا تجعلنّ على نفسك سبيلا . « اى على مردم نمىخواهند بيعت كنند مگر با عثمان ، و تو راه ضعف و انكسار را بر خودت باز مكن » . حضرت به عبد الرّحمن فرمود : اى أبو طلحه ، عمر به تو چه دستور داده است ؟ گفت : به من دستور داده است كه هر كس با ايتلاف و اجتماع جماعت مخالفت كند و آن را خراب كند ، او را بكشم . و عبد الرّحمن گفت : اى على بيعت كن و گرنه از غير راه مؤمنين تبعيّت و پيروى كرده‌اى ! و آنچه كه عمر به ما دستور داده است دربارهء تو تنفيذ مىنمائيم . حضرت فرمود : لقد علمتم أنّى أحقّ بها من غيرى تا آخر جملاتى را كه نقل