احتجاجها و استشهادهاى أمير المؤمنين عليه السّلام را به اين آيه مبرهن و روشن ساختهايم .
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ
وحده .
ابن أبى الحديد نيز احتجاج أمير المؤمنين عليه السّلام را به حديث غدير ، در روز شورى در ذيل شرح كلام آن حضرت در « نهج البلاغه » چون أجزاء شورى تصميم گرفتند كه با عثمان بيعت كنند آورده است .
و كلام آن حضرت اين است : لقد علمتم أنّى أحقّ بها من غيرى : و و الله لاسلمنّ ما سلمت امور المسلمين ، و لم يكن فيها جور إلّا علىّ خاصّة ، التماسا لأجر ذلك و فضله ، و زهدا فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه . « 1 » « سوگند به خدا شما دانستهايد كه من در أمر ولايت سزاوارترم به آن از غير خودم ، و سوگند به خدا من خلافت را مىسپارم هنگامى كه أمور مسلمين مقرون به سلامت بوده و از ضرر فتنه محفوظ باشد و جور و ستمى بر كسى وارد نشود مگر بر خود من به تنهائى كه إمارت را سپردهام . و اين تسليم به جهت طلب كردن پاداش و ثواب و فضل آن است ، و به جهت بىرغبتى در آنچه شما در آن سبقت مىجوئيد و از يكديگر پيشى مىگيريد ، از زينتهاى گول زننده و غرورآفرين و خياليّهاى كه در إمارت و حكومت است ، مىباشد » .
ابن ابى الحديد گويد : ما در اينجا آنچه را كه از روايات مستفيضه در مناشدهء آن حضرت با أصحاب شورى وارد شده است و در آن منا شده خصائص و فضائل خود را شمرده و براى آنها و غير آنها اظهار كرده است ، ذكر مىكنيم ، زيرا مردم در اين باره روايات زيادى آوردهاند ، و آنچه در نزد ما صحيح است آن است كه حقيقت امر ، طبق آن تعديدات طويل نيست ، و ليكن أمير المؤمنين عليه السّلام پس از آنكه عبد الرحمن بن عوف و بقيّهء حاضران با عثمان بيعت كردند و آن حضرت توقّف كرد و بيعت نكرد ، گفت : إنّ لنا حقّا إن نعطه نأخذه و إن نمنعه نركب أعجاز الإبل و إن طال السّرى . « 2 »
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغة » خطبهء 72 .
( 2 ) - سرى سير كردن در شب را گويند . و أعجاز جمع عجز ، آخر چيزى را گويند . و أعجاز ابل يعنى