آنها را براى آنها خواند ، و اداى اين مهم نمود ، چون به خاتم النّبيّين چنين نازل شد كه : إنّه لا يؤدّيها إلّا أنت أو رجل منك « اين اداء پيغام و قرائت سورهء برائت و إلغاء عهود مشركين ، را براى مشركين ، يا بايد تو خودت انجام دهى ، يا مردى كه از تو باشد ! » و آن كسى كه قائم مقام نبوّت بود مولانا علىّ أمير المؤمنين عليه السّلام بود .
و جهت ديگر آنكه : مقامات مولانا علىّ عليه السّلام در بدر و خيبر و حنين و احد و يكايك از مواقفى بود كه از شدّت و سختى به حدّى بود كه : ممكن بود پدر فرزند خود را تنها گذارد و فرار كند .
و جهت ديگر آنكه : كشتن مولانا على عليه السّلام بود عمرو بن عبد ودّ را كه او بسيار عظيم الشّأن بود ، و ما در كتاب « طرائف » از مخالفين خود از عامّه روايت كردهايم كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : لضربة علىّ لعمرو بن عبد ودّ أفضل من عمل امّتى إلى يوم القيمة « ضربهاى كه على به عمرو بن عبد ودّ زد ، از جميع أعمال امّت من تا روز قيامت أفضل است » . و در حديث ديگر است :
لضربة علىّ يوم الخندق أفضل من عبادة الثّقلين .
« ضربهاى كه على در روز غزوهء خندق زد ، أفضل است از عبادت جنّ و إنس » .
و نيز در وقتى كه مولانا علىّ در مقابل عمرو بن عبد ودّ قرار گرفت ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : برز الإسلام كلّه إلى الكفر كلّه « تمام إسلام در برابر تمام كفر ظاهر شده است » .
حالا پندار تو چيست دربارهء مردى كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را تمام إسلام مىبيند ؟ ! آيا مىتوان إدراك او را به بيان و تبيان نمود ؟ و به فضل و مقام او پى برد ؟
و خداوند بر گويندهء اين بيت رحمت خود را بريزد كه گفت :
يفنى الكلام و لا يحيط بوصفه * أ يحيط ما يفنى بما لا ينفد
« آنچه در حيطهء سخن و گفتار است تمام مىشود ، و هنوز به وصف او نرسيده است . آيا مىشود چيزى كه فانى است و تمام مىشود ، محيط بر چيز باقى و غير قابل فنا گردد ؟ » و جهت ديگر آنكه : نصّ و تصريح از خداوند جلّ جلاله ، و رسول او صلّى اللّه عليه و آله بر