تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

[ تحليل شيعه از يكايك عمل صحابه ]

شيعه يكايك كردار ايشان را مورد تحليل و بررسى قرار مىدهد ، و على العمياء و كوركورانه به عنوان مارك سلف صالح ، و برچسب صحابى پيغمبر ، با آنها معاملهء عدالت و تقوى نمىكند ، بلكه با ذرّه‌بين‌هاى قوى تجزيه و جرح و تعديل به عمل مىآورد ، و هر صحابى را كه سخنش با عملش مطابق نباشد ، ردّ مىكند ، و هر صحابى را كه طبق قرآن و سنّت رسول خدا عمل نكند ، مردود مىشمرد ، و تمام كتابهائى را كه عامّه از فضائل و مناقب شيخين و همراهان و دست اندركارانشان نوشته‌اند ، با ديدهء شك و ترديد و إبهام مىنگرد ، و قبول نمىكند ، و نمىتواند قبول كند ، زيرا با اين تاريخ وسيع و گسترده‌اى كه در روايت سازى در مناقب شيخين و معاويه و عثمان و أمثالهم داريم ، كجا مىتوان به يك منقبت از آنها يقين حاصل كرد . و نويسندگان اين صحاح و مسانيد و سائر كتب ، چون از وعّاظ السّلاطين هستند ، و بر طبق مرام و عقيدهء خود ، و طبق مذهب و ممشاى خود ، اين كتب را گردآورى كرده‌اند ، از درجهء اعتبار ساقط است . و ما كه از كتب عامّه رواياتى را در فضائل أهل بيت و در مثالب أعدآء آنها ذكر مىكنيم از جهت حجيّت است ، بلكه از جهت فنّ جدال و محكوم كردن و مفحم نمودن خصم است ، با مسلّماتى كه خود بر آنها اعتراف دارند . و خلاصه مكتب تشيّع مكتب حقّ و بررسى واقعيّات است ، و كنار زدن أباطيل و موهومات . در اينجا مناسب است داستان تشيّع يك فقيه سنى مذهب را كه از مستنصريّه
هامش
« امام‌شناسى » ، درس 118 تا 120 در ص 248 - 249 به اثبات رسانده‌ايم كه سرّ العالمين از غزالى است . و على هذا به تشكيكى كه جناب دانشمند محترم آقاى سيّد جعفر مرتضى عاملى در نسبت اين كتاب به غزالى كرده‌اند - در مجلّه‌اى كه به نام « تراثنا » منتشر مىشود ، در شمارهء دوم ، سال اوّل ، پائيز 1406 ، ص 97 و ص 98 - نبايد توجّه كرد ، زيرا أولا عدم اجتماع غزالى با معرّى در حيات ، دليل بر تصرّفى در اين خصوص مىشود نه در أصل كتاب و همهء ابواب آن . و أبو حامد نيز ممكن است در نسخه با ابن حامد اشتباه نوشته شده باشد ، و كتبى را كه نام برده‌اند و در آن كتاب ، غزالى به خود نسبت داده است و در صورت كتب غزالى نيست ، در صورتى كه عين اين كتب با مطالب محتويّهء در آن ، انتسابش به مصنف ديگرى محقّق نشود نمىتوان از غزالى بشمار نياورد ، زيرا ممكن است از كتبى باشد كه خود او تصنيف كرده و بعد از مردنش مفقود شده باشد و كم لها من نظير .