تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
بر اين دو طايفه مىتازد . يعنى نه از علوم عقلى و جولان أنديشه بهره‌اى داشت ، و نه از علوم باطنى و سرّى و قلبى توشه‌اى برداشته بود ، فلهذا صرفا به ظواهرى از كتاب و سنّت بدون إدراك محتواى آنها دل بسته و بدان قانع شده ، و همچون خوارج خشك ، و بىمحتوى ، عالم و خلقت و دنيا و آخرت و خدا و شيطان و سعادت و شقاوت را با همان فكر و انديشهء ساختگى تخيّلى خود ، بنا نهاده و بر طبق آن حكم خود را مجرى ساخته است . او كتاب خود را كه به نام منهاج السّنّة فى نقض كلام الشّيعة و القدريّة است ، در ردّ كتاب علّامهء حلّى : منهاج الكرامة فى معرفة الإمامة نوشته است . علّامهء حلّى كتاب « منهاج الكرامه » را در استدلال بر إمامت على بن أبي طالب و أفضليّت آن حضرت از جميع خلايق بعد از رسول خدا ، براى سلطان محمّد خدابنده ( الجايتو ) نوشته است ، و در آن كتاب از آيات قرآن و احاديث مسلّمه در نزل أهل تسنّن مطالبى را آورده است ، كه جاى شك و ترديد نيست . سلطان محمد خدابنده كه در اثر مباحثهء علّامهء حلّى در سال 707 هجرى با فقهاى بزرگ مذاهب اربعهء تسنّن ( حنفى و حنبلى و شافعى و مالكى ) و محكوم و مفحم شدن آنها ، دانست كه حقّ با شيعيان و مذهب راستين در مكتب تشيّع است ، دست از مذهب ديرين خود برداشته ، و شيعه شد ، و به تمام أمصار و شهرها نوشت تا در خطبه‌ها نام خلفاى ثلاثه را حذف كنند و نام على بن أبي طالب و أئمّهء دوازده گانهء شيعه را ببرند ، « 1 » و در مساجد و تكايا نام آن بزرگواران را كه فقهاى أهل بيت و إمامان راستين هستند ، بنگارند و نقش كنند ، و رسميّت مذهب
هامش
( 1 ) - در « مجالس المؤمنين » ، در مجلس هشتم ضمن ترجمهء حال سلطان خدابنده ، در ص 403 گويد : و حكم رفت كه در تمامت ممالك ايران زمين خطبه كنند ، و نام صحابه سه گانه را از خطبه بيندازند و بر نام أمير المؤمنين على و إمام حسن و إمام حسين عليهم السلام اختصار نمايند . و در سنهء تسع و سبعمائة تغيير سكّه كردند و از نام صحابه به نام أمير المؤمنين على ، اختصار نمودند ، و حىّ على خير العمل در أذان إظهار كردند ، و در تمام ممالك الجايتو سلطان اين معنى منتشر شد مگر در قزوين . و مذهب مهجور شيعه رونقى و رواجى تمام گرفت .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 139 | السيد محمد حسين الطهراني