تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
مىشود : تبطح السّيل يعنى در بطحاء گسترده شده و آن را فرا گرفت . « 1 » و در « غاية المرام » اين حديث را از حمّوئى ابراهيم بن محمّد به عين الفاظ آن ذكر كرده است . « 2 » و شيخ محمّد زرندى حنفى از ابو اسحق ثعلبى از تفسيرش ، اين داستان را مفصّلا آورده است . « 3 » و ابن صبّاغ مالكى نيز از ثعلبى از تفسيرش آورده است . « 4 » و در كتاب « سيرة النبويّة » برهان الدين حلبى شافعى متوفّى در سنهء 1044 ذكر كرده است . « 5 » و ابو السّعود در تفسير خود ، در شأن نزول اين آيه كريمه سأل سائل گويد : يعنى خواهنده‌اى درخواست كرد ، و طلب نمود ، و او نضر بن حارث است كه از روى إنكار و استهزاء گفت : إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارة من السّماء أو ائتنا به عذاب أليم . و بعضى گفته‌اند : طلب كنندهء اين عذاب ، ابو جهل بوده است در وقتىكه گفت :
فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ .
« 6 » و گفته‌اند : خواستار اين عذاب ، حرث بن نعمان فهرى است ، و داستان از اين قرار است كه : چون گفتار رسول خدا دربارهء على ( رضى الله عنه ) كه فرمود : من
هامش
( 1 ) - « فرائد السّمطين » ج 1 ص 82 و ص 83 حديث 63 در باب پانزدهم ، و ليكن در « الغدير » ، ج 1 ، ص 242 آن را از باب سيزدهم از « فرائد » نقل كرده است . ( 2 ) - « غاية المرام » ، قسمت دوم ، ص 397 و ص 398 باب 117 ، حديث اول . ( 3 ) - « نظم درر السّمطين » ص 93 . و « الغدير » ، ج 1 ص 242 و ص 243 ، از همين كتاب ، و از كتاب « معارج الوصول » زرندى . ( 4 ) - « الفصول المهمّة » طبع سنگى ص 26 ، و طبع حروفى نجف ص 24 . ( 5 ) - « سيرهء حلبيّه » ، ج 3 ص 308 و ص 309 ، از طبع مطبعه محمد على صبيح مصر سنهء 1353 هجرى . ( 6 ) - آيه 187 ، از سورهء 26 : شعراء : فأسقط علينا كسفا من السماء ان كنت من الصّادقين : پس بينداز بر ما قطعه‌اى از آسمان را اگر تو از راستگويان هستى .