تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
الحسين عليهما السّلام . « 1 » سوّم از تفسيرى عتيق از ابراهيم بن محمّد كوفى با سند خود از جابر جعفىّ از حضرت إمام محمّد باقر عليه السّلام . « 1 » چهارم از ابو الحسن فارسى ، و از أبو محمّد بن محمّد بغدادى ، هر دو با سند خود از سفيان بن سعيد ، از منصور ، از ربعى ، از حذيفه بن يمان . « 1 » و نام آن مرد منكر و منافق را نعمان بن منذر فهرىّ ذكر كرده است . و رجال اين حديث همگى صحيح و از ثقات معتمد هستند . پنجم از عثمان از فرات بن ابراهيم كوفى با سند خود از سعيد بن ابى سعيد مقرى از ابو هريره « 1 » . و شيخ الإسلام حمّوئى از شيخ عماد الدين عبد الحافظ بن بدران بن شبل مقدّسى در شهر نابلس ، اجازة از قاضى جمال الدين ابى القاسم بن عبد الصّمد بن محمّد انصارى ، متّصلا از ابو اسحق ثعلبى در تفسير خود از سفيان بن عيينه از حضرت جعفر بن محمّد « 5 » از پدرانش عليهم السّلام روايت كرده است ، و در اين روايت آمده است كه حرث بن نعمان فهرى ، سوار ناقهء خود شده ، و در أبطح بر رسول خدا فرود آمد و چنين و چنان گفت ، تا آخر روايت . و حمّوئى در پايان روايت گويد : و أبطح محلّ سيل وسيعى است كه در آن ريزه‌هاى سنگ خرده موجود است ، و مؤنّث آن بطحاء است ، و از آن اوصافى است كه موصوف آنها در عبارات انداخته مىشود ، مثل راكب ، و صاحب ، و أورق ، و أطلس . گفته
هامش
( 1 ) - « شواهد التنزيل » ج 2 ، ص 287 تا ص 289 حديث شمارهء 1031 تا 1034 ، و حديث اول و چهارم را در « الغدير » ج 1 ص 240 و ص 241 از حاكم حسكانى آورده است . ( 5 ) - اين جمله از نسخهء « فرائد السمطين » ، ظاهرا صحيح باشد ، زيرا سفيان بن عيينه ، خودش بدون واسطهء پدرش از حضرت صادق روايت مىكند . فلهذا در بعضى از نسخ « فرائد السمطين » ، و در بعضى از كتب ديگر كه بدين عبارت آمده است كه : سفيان بن عيينة عن أبيه عن الصّادق ، ظاهرا تصحيف شده باشد .