تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
و نيز أبو نُعَيْم در كتاب « نزول القرآن » مرفوعاً ، از قيس بن رَبيع ، از أبو هارون عَبدى ، از أبو سعيد خُدرى ، روايت مىكند كه رسول خدا مردم را به علىّبن‌أبىطالب عليه السّلام فراخواند و أمر كرد در غدير خمّ آنچه خار و خاشاك در زير درخت بود پاك كنند ، و اين در روز پنجشنبه بود ، در اين حال على را به سوى خود خواند و او را بر روى دست خود بلند كرد « 1 » بطورى كه سفيدى زير بغل رسول خدا ديده شد ، و پس از اين هنوز جماعت متفرق نگشته بودند كه اين آيه نازل شد :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً .
در اينحال رسول خدا گفت : اللهُ أكبَر عَلَى إكمَالِ الدِّينِ ، وَ إتْمَامَ النِّعْمَة ، وَ رضِىَ الرَّبِّ بِرسَالَتِى وَ الْوَلَايَة لِعَلِىٍّ عَليَه السَّلام مِنْ بَعْدِى . وَ سپس فرمود : مَنْ كنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِىُّ مَوْلَاهُ ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ ! وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ! و انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ ! وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ! و سپس حسّان برخاست و أبيات خود را قرائت كرد . و در دنبال ابياتى كه سابقاً ذكر شد اين ابيات را بياورد :
فَقَالَ لَهُ قُمْ يَا عَلىُّ فَإنَّنِى * رَضِيتُك مِنْ بَعْدى إمَاماً وَ هَاديَا فَمَنْ كنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ * فَكونُوا لَهُ أنْصَارَ صِدْقِ مُوَالِيَا هُنَاك دَعَا اللَّهُمَ وَالِ وَلِيَّهُ * وَ كنْ لِلَّذِى عَادَى عَلِياًّ مُعَادِيَا « 2 »

روايات سبط ابن جوزى سيد رضى درباره آيه اكمال دين و اتمام نعمت

أبو مظفّر سبط ابن جوزى گويد : أحمد بن ثابت خطيب ، از عبداللّه بن علىّ بن محمّد بن بشر ، از علىّ بن عُمرَ دارقُطنى ، از أبو نضر : حَبشْون بن موسى بن أيُّوب
هامش
( 1 ) - بايد دانست كه بلند كردن رسول خدا أمير المؤمنين را طورى بود كه با دو پنجة دست خود ، دو بازوى او را گرفته و بلند كردند ؛ زيرا كه در اين عبارت آمده است : فَأخَذَ بِضَبعَيهِ فَرَفَعَهُما حَتَّى نَظَرَ النّاسُ بَياضَ إبْطَى رَسُولِ اللَهِ : « پس رسول خدا دو بازوى على را گرفت و برافراشت به حدّى كه مردم سفيدى زير دو بغل رسول خدا را ديدند . » و معناى ضَبْع در لغت ، بازو و يا وسط بازو است . و در بعضى از روايات آمده است كه : مردم سفيدى زير بغل رسول خدا و أمير المؤمنين هر دو را ديدند . و در اين صورت قامت أمير المؤمنين به قدرى از رسول خدا بلندتر شد كه به قدر و درازاى دستهاى أمير المؤمنين از سر انگشتان تا نيمهء بازوى او بود ، و طبعاً پاهاى او در برابر زانوهاى رسول خدا يا قدرى بالاتر از آن قرار گرفت . و عليهذا رسول خدا آن حضرت را بر روى دستهاى خود بدين كيفيت بلند كردند ، نه آنكه فقط دستهاى او را بلند كرده باشند بدون آنكه بدن بلند شده باشد . ( 2 ) - « غاية المرام » قسمت اوّل ، ص 337 ، حديث پنجم . و « تفسير الميزان » ج 5 ، ص 206 .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 20 | السيد محمد حسين الطهراني