تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
ديلمى در ضمن آنچه از همدان براى او نوشته است روايت كرده است كه او گفت : خبر داد به من أبو الفتح عبدوس بن عبداللّه بن عبدوس همدانى كتابة ، از عبداللّه بن اسحاق بَغَوى ، از حسن بن عُلَيْل غنوى ، از محمّد بن‌عبدالرحمن زراع ، از قيس بن حفص ، از علىّ بن حسين ، از أبو الحسن عَبدى ، از أبو هُرَيرة ، از سعيدى ، از أبو سعيد خُدرى ، كه او گفت : چون پيغمبر اكرم مردم را به سوى غدير خمّ خواند ، أمر كرد كه زمينى را كه در زير درخت بود جارو زده و تنظيف كردند ؛ و اين در روز پنجشنبه بود « 1 » و سپس مردم را به على خواند و بازوى او را گرفت و بلند كرد بطورى كه مردم سپيدى زير بغل او را ديدند ، تا اينكه اين آيه فرود آمد :
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً .
در اين حال رسول خدا گفت : اللّه اكبر على اكمال الدين ، و اتمام النعمة ، و رضى الرب برسالتى و الولاية لعلى . و پس از آن گفت : اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله . و سپس حسَّان بن ثابت گفت : يا رسول الله ! به من اجازه مىدهى كه أبياتى را بسرايم ؟ حضرت فرمود : بگو با استمداد از بركات خداوند متعال ! حَسَّان گفت : يَا مَعْشَرَ مَشِيخَهء قُرَيْشٍ ! بشنويد شهادت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را ، و سپس گفت :
نَادِيهِمُ يَوْمَ الْغَدِيرِ نَبِيُّهُمْ * بِخُمِّ وَ أسْمِعْ بِالرَّسولِ « 2 » مٍنًادَيَا بِأنِّىَ مَوْلَاكمْ نَعَمْ وَ وَلِيُّكمْ * فَقَالُوا وَ لَمْ يُبْدُوا هُنَاك التَّعَامِيَا إلَهُك مَوْلَانَا وَ أنْتَ وَليُّنَا « 3 » * وَ لَا تَجِدَنْ فِى الْخَلْقٍ لِلْأمْرِ عَاصِيَا فَقَالَ لَهُ قُمَ يَا عَلِىُّ فَإنَّنِى * رَضِيتُك مِنْ بَعْدِى إمَامًا وَ هَادِيَا فَمَنْ كنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ * فَكونُوا لَهُ أنْصَارَ صِدْقٍ مُوَالِيَا هُنَاك دَعَا اللَّهُمَ وَالِ وَلِيَّهُ * وَ كنْ لِلّذِى عَادَى عَلِيَّا مُعَادِيَا « 4 »
هامش
( 1 ) - پنجشنبه بودن روز غدير بنا بر روايت ديگرى است كه در بسيارى از كتب آمده است ؛ ولى آنچه ما سابقاً تحليل كرديم بنا بر آنكه روز عرفه جمعه باشد عيد غدير در روز يكشنبه بوده است . ( 2 ) - نسخه بدل : بِالنَّبِى . ( 3 ) - نسخهء بدل : نَبِينَا . ( 4 ) - « مناقب خوارزمى » ، طبع سنگى ، ص 80 و ص 81 و طبع نجف ص 80 و ص 81 . و در « غاية المرام » قسمت أوّل ص 336 و ص 337 ؛ باب بيست و نهم ، حديث اوّل را از خوارزمى با همين سند نقل كرده است و ليكن چهار بيت از أبيات را آورده است . و « الميزان » ج 5 ، ص 205 و ص 206 از « غاية المرام » نقل كرده است . و نيز در « الغدير » ج 1 ، ص 234 از خوارزمى روايت كرده است . و همين مضمون از روايت را بنا به نقل « الغدير » ج 1 ، ص 231 و ص 232 حافظ أبو نُعيم اصفهانى در كتاب « ما نَزَل من القرآن فى على » با سند متّصل خود از أبو سعيد خدرى روايت كرده است ، و در ذيل آن ، هر شش بيت از أبيات حَسَّان را آورده است . و همچنين در « تفسير الميزان » ، ج 6 ص 60 آيه تبليغ و آيه إكمال دين را دربارهء أمير المؤمنين عليه السّلام از أبو نعيم در كتاب « ما نزل من القرآن فى على » ذكر كرده است .