تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
قعود و نشستن از جهاد در هيچ حالى از أحوال جايز نيست . « 1 » در اينجا مىبينيم كه رسول الله ، وجوه قريش و سركردگان و مستكبران آنها را از أبو بكر و عُمَر و أبو عُبَيده جَرَّاح و مُغَيرة بن شُعْبه و عُثْمان بن عفّان و مُعَاذ بن جَبَل و ساير معروفان از مهاجران و همچنين از أنصار را نام برده و به جيش اسَامه در تحت لواى اسَامه داخل ساخته است . و أمّا أمير المؤمنين عليه السّلام به إجماع شيعه و سنّى و تواتر أحاديث در تواريخ و كتب سير و تراجم در جيش اسَامَه نبوده‌اند ؛ و رسول اللّه آن حضرت را أمر به خروج با اسَامه ننمودند .

اعتراض اسامه بن زيد و ابو قحافه به فرزندش ابوبكر در خلافت

از جمله كسانى كه به خلافت أبو بكر ايراد كرد اسَامه بود ، كه گفت : رسول خدا مرا امير تو قرار داد ! شيخ جليل عبد الجليل قزوينى گويد : و چون أبو بكر أبو قحافه در أوَّل عهد خلافت نامه به اسَامه زيد مىنويسد : مِنْ أبى بَكرٍ خَليفَهِ رَسُولِ اللهِ إلَى اسَامَة بْنِ زَيْدِ بْنِ عَتيقٍ » ( از أبو بكر خليفه رسول خدا به اسَامَه پسر زيد كه پدرش آزاد شده رسول خدا بوده است ) إنكار بر وى كرده ، جواب بر اين وجه مىنويسد : مِنَ الْأمِيرِ اسَامَة بْنِ زَيْدِ بْنِ عَتيقٍ إلَى ابْنِ أبى قُحَافَة : أمَّا بَعْدُ ، فَإذَا أتَاكَ كِتَابِى فَالْحَقْ بِمَكَانِكَ ، فَإنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بَعَثَنَى أميراً وَ بَعثَك أنْتَ وَ صَاحِبَكَ فِى الْخَيْل ؛ وَ أنَا أمِيرُ عَلَيْكُمَا أمَّرنَى رَسُولُ اللهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . « 2 » « از أمير : اسَامه پسر زيد : آزاد شده رسول خدا به سوى پسر أبو قحافه : أمّا بَعْد ، همين كه نامه من به تو رسيد ، بر سر جاى خود بنشين ! چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا أمير بر تو قرار داده است ، و تو و رفيق تو را در ميان خيل أسبان و اسب سواران كه حركت داده است . و من امير بر شما دو نفر هستم ، و اين حكومت و إمارت من از ناحيه رسول اللّه است . » و در احتجاج طَبَرسى ، آورده است كه : چون أبو بكر به خلافت انتخابى رسيد پدرش أبو قُحَافَه در طائف بود . أبو بكر نامه‌اى به پدرش به اين عنوان نوشت : مِنْ خَليِفَة
هامش
( 1 ) . « احتجاج » ، ج 1 ، ص 90 . ( 2 ) . « كتاب نقض » ص 32 . و همين نامه و پاسخ نامه را در « احتجاج طبرسى » ، ج 1 ص 114 به وجه مبسوط ترى آورده است .