بردند . « 1 »
دوّم : شيخ جليل أبو جعفر محمّد بن على بن حسين بن بَابَويه قمّى : شيخ صدوق است كه در سنه 381 وفات كرده است . اين مرد عظيم المنزلة در كتاب « خصال » ، از نواده زاده برقى ، اين روايت را ذكر مىكند ، بدينگونه : حديث كرد براى من ، علىّ بن أحمد بن عبداللّه بن أحمد بن أبى عبداللّه بَرْقى كه گفت : حديث كرد براى من پدرم ، از جدم : أحمد بن أبى عبداللّه برقى ، كه او گفت : حديث كرد براى من نهيكى ، از أبو محمّد خَلَف بن سالم ، از محمّد بن جعفر ، از شُعْبه ، از عثمان بن مُغيرة ، از زَيْد بن وَهَب كه او گفت : افرادى كه بر جلوس أبو بكر در مقام خلافت و بر تقدّم او بر علىّبنأبىطالب عليه السّلام ايراد و انكار داشتند ، از مهاجر و أنصار دوازده نفر بودند . و روايت را به همين نهج بيان مىكند . ليكن در بيان اسامى آنها كه يكايك مىشمرد ، به جاى قَيْس بن سَعْد بن عُبادَه ، عَبْد اللّه بن مَسْعود را ذكر كرده است . « 2 »
سوّم : شيخ جليل : أبو منصور ، أحمد بن علىّبنأبىطالب طَبَرسْى ، كه از اعاظم علماء مذهب است ، و او در أواسطِ قرنِ ششم از هجرت بوده زيرا با أبو الفتوح رازى و با فضل بن حسن طَبْرِسى صاحب كتاب « مجمع البيان » متوّفاى سنه 548 معاصر بوده ، و محمّد بن علىّ بن شهرآشوب متوفّاى 588 شاگرد او بوده است .
او اين روايت را مفصّلا در كتاب « إحتجاج » ، در باب « ذكر طَرفٍ ممَّا جَرَى بَعْدَ وَفَاة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من اللّجاج و الحجاج فى أمِر الخلافة » ذكر كرده است ، و او اين روايت را از أبان بن تغلب ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند . و در مقام شمردن نام آن دوازده نفر به جاى قَيْس بن سَعْد بن عُباده ، عُثمان بن حُنيف برادر سهل را ، با سهل ذكر كرده است . « 3 »
چهارم : سيّد جليل شريف و نقيب : رضى الدِّين أبو القاسم علىّ بن موسى بن طاووس حسينى حلّى است ، كه در سنه 664 وفات يافته است ، و در ميان بزرگان و
هامش
( 1 ) . « رجال برقى » ص 63 تا ص 66 . در اين روايت گفتار آن دوازده نفر مهاجر و أنصار به طريق بديعى روايت شده است ، مراجعه و ملاحظه شود .
( 2 ) . « خصال » صدوق ، طبع مطبعه حيدرى ، باب الواحد الى اثنا عشر ، ص 461 تا ص 465 تحت عنوان : الذين انكروا على ابىبكر جُلُوسَه فى الخلافة و تَقَّدُمَه على علىّبنأبىطالب عليه السَّلام اثنا عشر .
( 3 ) . « احتجاج » ، ج 1 ، ص 97 تا ص 105 .