از ميان آنكه در حالت زندگانى اقاله مىكند ، و روز وفات به عمر مىسپارد . و بر عمر انكار مىكند كه : جَعَلَهَا فِى جَمَاعَة زَعَمَ أنِّى أحَدُهُمْ ، فَيَا للهِ وَ لِلشُّورَى : من از كجا و شورى از كجا ؟ إلَى أنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضَنَيْهِ ( إلى آخر الخطبة ) . پس اين همه دلالت است بر نصّى او ، و إنكار است بر اختيار ايشان .
پندارى كه بعد از پانصد سال حَلَّاج « 1 » و شانه تراش بدانستند و بديدند ، و على عليه السّلام و عبّاس ، و سلمان ، و بوذّر ، و مهاجر ، و انصار نتوانستند ديدن ، و نديدند [ بلكه عقلا دانند كه نه چنين است ] كه هر إجماع كه بر خلاف علىّ مرتضى عليه السّلام باشد آن خطا باشد . و هر اتِّفاق كه بر مخالفتِ حسن و حسين باشد ، آن باطل باشد . و هر حجّت كه بر سلمان و بوذّر و مِقْداد و خُزَيْمه و أبو أيُّوب باشد ، همه شبهت باشد . ألَا إنَّ الْحَقَّ مَعَ عَلِىُّ ، وَ عَلِىُّ مَعَ الْحَقِّ يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُما دَارَ : ( آگاه باشيد كه حقّ با على است و على با حقّ است ، و حقّ پيوسته با على مىگردد و دور مىزند هر جا كه على بگردد و دور بزند ) .
مذهب أهل حقّ اين است ، و جواب اين مُشَبِّهى خارجى همين است . و إمام بعد از مُصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بلافصل أمير المؤمنين است ، كه نصّ ربِّ العالمين است ، و نفس خير المرسلين است . [ و ] الحمدُ لله ربِّ العالمين . « 2 »
بايد دانست كه اعتراض مهاجرين و أنصار را بر أبو بكر در مسجد پيغمبر ، و گفتار يك يك از آنها را به همين نهجى كه ذكر كرديم با اختلافى در عبارات ، علاوه بر عبد الجليل قزوينى كه ما از او نقل كرديم ، چندين تن از أعاظم و أعلام مذهب در كتب خود از طريق شيعه و عامّه روايت كردهاند .
اول آنها شيخ جليل أبو جعفر : أحمد بن محمّد بن خالد بن عبداللّه بَرقْى ، كه از بَرق رودِ قم است كه از ثِقات و رؤساى مذهب بوده و أصلًا كوفى است ، و در سنه 280 يا شش سال قبل از آن وفات كرده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . پنبه زن .
( 2 ) . كتاب « نَقْض » ، معروف به : « بَعْض مَثَالِبِ النَّواصِب فى نَقْضِ بَعْضِ فَضَائح الرَوافِض » ، از ص 654 تا ص 669 .
( 3 ) . الذَّريعة إلى تَصانيف الشِّيعة » علّامه شيخ آقا بزرگ طهرانى ، ج 2 ، ص 122 . و همين مرد جليل صاحب رجال ، داراى كتاب « مَحاسن » است كه از كتب اصول شيعه محسوب مىشود . و چون وفات كلينى در سنه 328 و يا 329 بوده است فلهذا كلينى بهواسطهء از او روايت مىكند . و در حقيقت او از مشايخ مشايخ كلينى است .