چنين وانمود كرديد كه فراموش نمودهايد ! و به زودى أمر حكومت خالص و بىهيچ مزاحمتى براى تو خواهد شد ، در حالى كه تو پشت خود را به بارهاى سنگين ، سنگين نمودهاى ! و با دست خود آنچه را كه پيش فرستادهاى به سوى قبر خودت مىبرى ؛ زيرا كه حقّاً تو شنيدهاى آنچه را كه ما شنيدهايم ، و ديدهاى آنچه را كه ما ديدهايم - الخ ) .
تا خواجه ناصبى بداند كه : انكار كردند ، و حقّ إظهار كردند [ زيرا ] اين كلام مهاجر به انصار است ، رافضيان قم و كاشان نساختهاند ، و حقّ با على بوده است هميشه .
بعد از آن ، مِقْداد بن أسْوَد الِكنْدى برخاست و گفت :
يا أبَا بَكْر ! إرْبَعْ عَلَى ظَلْعِكَ [ وَ قِسْ شِبْرَكَ « 1 » بِفِتْرِكَ ] وَ الْزَمْ بَيْتَكَ ! وَ ابْكِ عَلَى خَطِيئَتِكَ ! وَ ارْدُدْ هَذَا الْأمْرَ [ إلَى ] مَنْ هُوَ أحَقُّ بِهِ مِنْكَ ! فَلَا تَغْتَرِرْ بِدُنْياكَ ! وَ لَا تُغْرِرْكَ قُرَيْشُ [ وَ غَيْرُها ] ! فَعَمَّا قَلِيلٍ تَضْمَحِلُّ عَنْكَ دُنْيَاكَ ! وَ تصِيرُ إلَى آخِرَتِكَ ! وَ قَدْ عَلِمْتَ أنَّ عَلِيّاً صَاحِبُ هَذَا الْأمْرِ ، فَأعْطِهِ مَا جَعَلَهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ لَهُ فَإنَّ ذَلِكَ خَيْرُ [ لَكَ ] فى دُنْيَاكَ ، وَ أسْلَمُ لَكَ فى آخِرَتِكَ !
( اى أبا بكر بر عيب خود واقف شو ؛ تو ضعيفى از كارى كه طاقت آن را ندارى دست بردار ، و شِبْرِ خود را با فِتْرِ خودت اندازه بگير ، و از حد خود تجاوز مكن و ملازم خانه خود باش ، و بر گناهت و خطايت گريه كن ! و اين أمر إمامت را برگردان به كسى كه او در اين أمر سزاوارتر از تو است ! تو به دنياى خودت مغرور نشو ، و قريش و غير قريش نيز ترا گول نزنند و به غرور در نياورند ! چون به زودى دنياى تو متلاشى و منحلّ مىشود ، و به سوى آخرتت بازگشت تو مىباشد ! و حقّاً تو مىدانى كه صاحب اين أمر ولايتْ على است ؛ آنچه را كه خدا و رسول او براى او قرار دادهاند به على
هامش
( 1 ) . شِبْر به معناى فاصله بين سر انگشت ابهام تا سر انگشت كوچك خِنْصِر است ، وقتى دست را باز كرده و انگشتها را بكشند . و فِتْر به معناى فاصله بين سر انگشت ابهام تا سر انگشت سبّابه است ، در وقتى دست را باز كنند . و معناى قِسْ شِبْرَكَ بِفِتْرِكَ اين مىشود كه : پيوسته به امور خود و حساب خود مشغول باش ! و از حد خودت تجاوز مكن ! و مجلسى - رضوان اللّه عليه - اينطور معنى كرده است كه : همانطور كه فتر تو نمىتواند به اندازه شبر تو شود ، همچنين مراتب رجال به حسب قابلّيت مختلف است و ممكن نيست شخص پائينتر به درجه شخص بالاتر برسد . ( بحار كمپانى ج 8 ص 43 )