فتنه و امتحان شديدى همه را گرفت ، و بليه و فساد شامل همه شد ، و حوادث بدى روى داد كه شيطان در آنها متمكن بود ؛ و اهل عدوان و باطل و انحراف در آن حوادث كمك نمودند ، و براى دفع آن حوادث سوء و انكار آن ، أهل ايمان با حوادث روبرو نشدند ، و صاحبان ولايت را مخذول و تنها گذاشتند ، و اينست تأويل قول خداوند عزّوجلّ كه مىفرمايد :
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً
« 1 » - و « 2 » - ( و بپرهيزيد از فتنه و بلا و امتحانى كه چون فرا رسد ، تنها به كسانى كه از شما ظلم كردهاند نمىرسد ( بلكه همه را فرا مىگيرد . »
و در وقت سقيفه و رحلت رسول اللّه خَالِدُ بنُ سعيد غائب بود ، از سفر آمد ، و نزد على بن أبىطالب آمد ، و گفت : بيا من با تو بيعت كنم فَوَ اللهِ مَا فِى النَّاسِ أحَدٌ أوْلَى بِمَقَامِ مُحَمَّدٍ مِنْك . « سوگند به خدا كه در تمام مردم كسى مانند تو كه سزاوارتر به مقام محمّد باشد يافت نمىشود » !
و جماعتى به دور على بن أبىطالب گرد آمدند ، و از او تقاضا مىكردند كه بيعتشان را قبول كند . حضرت به آنها گفت : أُغْدُوا عَلَى هَذَا مُحَلِّقِينَ الرُّوؤسَ . فَلَمْ يغْدُ عَلَيهِ الّا ثَلَاثَة نَفَرٍ .
« شما براى انجام اين امر ، فردا صبح نزد من آئيد با سرهاى تراشيده ! و در نزد آن حضرت در فردا صبح فقط سه نفر آمدند . »
خارج كردن متحصنين را از بيت فاطمه سلام اللّه عليها
و به أبو بكر و عمر خبر رسيد كه : جماعتى از مهاجرين و انصار با على بن أبىطالب در منزل فاطمه دختر رسول اللّه مجتمع شدهاند . آنان با جماعتى آمدند تا بر خانهء فاطمه دختر رسول اللّه مجتمع شدهاند . آنان با جماعتى آمدند تا بر خانهء فاطمه هجوم آوردند . و على با شمشير از منزل خارج شد ، و عمر او را ديده ، و عمر با او گلاويز شد ، و شمشيرش را شكست ، و داخل در خانه شدند .
فاطمه از منزل خارج شد ، و گفت : سوگند به خدا كه يا خارج شويد ، و يا من موهاى خود را پريشان مىكنم و سر خود را برهنه مىكنم و نالهء خود را به خداوند مىرسانم ! آنها خارج شدند ، و تمام كسانى كه در منزل بودند خارج شدند ، و تا چندين روز بعد اشخاصى كه در منزل فاطمه بودند و خارج شدند بيعت نكردند ، و
هامش
( 1 ) - آيه 25 ، از سورهء 8 : انفال
( 2 ) - « ارشاد مفيد » طبع سنگى ، ص 104 و 105