تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
خداوند محمّد را همانطور كه بيان كردى به عنوان نبوّت برانگيخت ، و او را ولى مؤمنان قرار داد و به واسطهء او بر امَّت منَّت نهاد ؛ تا اينكه او را به نزد خود برد ، و براى او اختيار كرد ثوابهائى را كه در نزد خودش است . و مردم را واگذاشت تا براى خود اختيار كنند ، و حركت و اختيار آنها اصابهء به حقّ كند ، و از اعوجاج و كژى هواى نفس اجتناب نمايند . اينك اگر تو به واسطهء رسول خدا خلافت را طلب مىكنى ، پس حقّ ما را اخذ كرده‌اى ! و اگر به واسطهء مؤمنين طلب مىكنى ! ما از مؤمنين هستيم ، و أبداً در امر خلافت شما قدمى فرا ننهاده و جلودار نبوده‌ايم ، و در ميان مردم و جمعيت نيامده‌ايم ، و وفور و فراوانى عقل و درايت در ميان ما كاهش نكرده است و به زوال نرسيده است . پس اگر اين امر خلافت ، از مؤمنين بر شما لازم گرديده است ، چگونه لازم شده در حالى كه ما ناپسند داشتيم ؟ و چقدر اين دو گفتار تو از هم دور است كه مىگوئى : مؤمنين در تو طَعْن مىزنند و عيب مىگويند ؛ و مىگوئى : مؤمنان به تو ميل كرده و تو را انتخاب نموده‌اند ! و امّا آن سهميه‌اى كه از خلافت مىخواهى به ما بَذْل كنى ، اگر حقّ توست و مىخواهى به ما عطا كنى ، براى خودت نگهدار ، ما را به آن نيازى نيست ! و اگر حقّ مؤمنين است ، تو چنين حقّى از جانب آنها ندارى كه چنين بخششى بكنى ! و اگر حقّ ماست ، ما راضى به بعضى از اين حقّ غير بعض ديگر آن نيستيم ! و اين مطالبى كه به تو مىگويم ، نه از جهت اينست كه مىخواهم تو را از اين امرى كه در آن داخل شده‌اى منصرف كنم ، و ليكن به جهت آنست كه در بيان ، اتمام حجّتى است كه بايد حقّش ادا شود . و امّا اينكه مىگوئى : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ما و از شماست ؛ رسول خدا از درختى است كه ما شاخه‌هاى آن درخت مىباشم ؛ و شما همسايگان آن درخت . و امّا اى عُمَر اينكه گفتى : تو بر ما از مردم مىترسى ؛ آرى اين چيزى است كه شما اوّل آن را پيش فرستاديد ، و طليعهء مصائب را پديد آورديد ؛ و باللهِ المُستَعَانُ . « 1 »
هامش
( 1 ) . « شرح نهج البلاغه » ، طبع دار إحياء الكتب العرّبيه ، ج 1 ، ص 219 تا ص 221