تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
أبو عُبَيْده و جماعتى از اصحاب سقيفه بودند . و همگى دامن لباس‌هاى صَنعانى را كه پوشيده بودند بر كمر بسته ، و به هر كس كه عبور مىكردند او را محكم مىزدند و به طرف جلو مىآوردند و دست او را مىكشيدند بر دست أبو بكر براى بيعت ؛ چه بخواهد ، و چه نخواهد . من از ديدن اين منظرهء منكر ، بى تاب شدم ، و از آنجا با سرعت هر چه بيشتر به سوى بنى هاشم آمدم ، ديدم كه دَرِ خانهء رسول خدا كه در آن بنى هاشم مشغول تجهيز آن حضرت بودند بسته است . مَن دَرِ را محكم كوفتم و گفتم : مردم با أبو بكر بن أبى قحافه بيعت كردند .

ديدار ابوبكر و عمر از عباس و وعده او را به نصيبى از خلافت

عبّاس بن عبد المطَّلب گفت : تا آخر روزگار اى بنى هاشم خاك نشين شديد ، و دست‌هاى شما به گِل آلوده شد ! من به شما امر كردم ، و شما مخالفت مرا نموديد ! من درنگ كردم و با افكار پريشان كه از هر طرف بر ذهنم خطور مىكرد ، با شدّت و سختى دست به گريبان بودم ، تا شبانگاه ديدم كه مِقْداد و سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرّ و عُبَادَة بنُ صَامِت وَ أُبُو هَيثم بن تَيهَانِ و حُذَيفه و عمّار مىخواهند بيعت با أبو بكر را برگردانند و امر خلافت را شورى در مهاجرين قرار دهند . « 1 » و اين داستان به أبو بكر و عمر رسيد . شبانه در پى أبو عُبَيْده و مُغيِرَة بن شُعْبَة فرستادند . و از افكار ايشان كمك طلبيدند . مُغيره گفت : رأى من اينست كه شما عبّاس بن عبد المطلّب را ملاقات كنيد ، و براى او در امر خلافت نصيبى قرار دهيد تا براى او و اولاد او باقى بماند ، و بدين طريق ناحيهء على بن أبىطالب را قطع كرده‌ايد ! شبانه أبو بكر و عُمَر و أبو عُبَيْده و مُغيره به راه افتادند ، تا وارد بر عبّاس شدند . و اين در شب دوّم از رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود . أبو بكر حمد و ثناى خداوند را به جاى آورد و گفت : بدرستى كه خداوند محمّد را به پيامبرى برگزيد و برانگيخت ، و او را ولى براى مؤمنان قرار داد . و خداوند بر مؤمنان منّت نهاد كه او را در بين آنها قرار داد ، و مؤمنان را محلّ اتّكاء و اعتماد او ساخت . تا اينكه آنچه رد در نزد خود بود ، براى او
هامش
( 1 ) - اين طرز روايت ابن أبى الحديد شافعى معتزلى است . و أمّا در روايات شيعه وارد است كه مىخواهند با أمير المؤمنين على بن أبىطالب عليه السّلام بيعت كنند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 166 | السيد محمد حسين الطهراني