تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
« آنچه از كلمات عُمَر و غير او در جاهاى مختلف ظاهر مىشود آن است كه : آنها ديدند كه بنى هاشم به واسطهء نبوّت عزّت پيدا كردند چون پيغمبر از بنى هاشم بود ؛ فلهذا نيكو نشمردند كه خلافت را هم براى آنها به روى نبوّت اضافه كنند . » بارى اينها فى الجمله مداركى بود كه از لِسان عُمَر و أبو بكر دربارهء عدم جمع بين نبوّت و خلافت در خاندان بنى هاشم آورديم . و از آنچه تا به حال در اين كتاب نقل كرده‌ايم ، فسادش به خوبى واضح است و نيازى به ردّ آن مستقلًا نداريم ، ولى از باب آنكه پاسخ آن بخصوصه معلوم باشد در اينجا به أدلّهء أربعه : كتاب و سُنّت و عقل و اجماع تمسّك ميكنيم : أمّا كتاب : أخيراً ديديم كه ؛ بريدهء أسلمى كه در وقت غصب أبو بكر خلافت را در شام بود ، چون به مدينه آمد ، و أبو بكر را متصدّى ديد ، اعتراض كرد و گفت :