تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
شكم مىبست و در صحنه نبرد حضور پيدا مىكرد ، و نزديكترين افراد به دشمن بود . و از شدّت آزار و شكنجه به طائف گريخت ، و در آنجا نيز او را نپذيرفتند ، و خائباً به مكّه مراجعت كرد ؛ و در مكّه يك نفر نبود كه او را پناه دهد ؛ همه دشمن و همه مصمّم بر قتل او و ريختن خون او بودند ؛ ناچار در پناه يك نفر از مشركان درآمد ؛ سه سال تمام خود و بنى هاشم و مسلمين در شِعْب أبو طالب گرفتار و محبوس بودند . طعام و غذا را بر آنها حرام كرده ، مزاوجت و معامله را نيز ممنوع كرده بودند . صداى اطفال مسلمين از گرسنگى ، شب‌ها از پشت شِعْب به درون مكّه مىرسيد ، و مشركان استماع مىكردند . تا بالأخره ناچار ، به هجرت به مدينه شد يعنى از مكّه گريخت سه روز در غار ثور بماند ، تا مشركان راه وى را نتوانند بجويند ؛ و أمير المؤمنين كه يگانه مرد روزگار و در حرص بر ايمان تنها دنباله رو مرام آن حضرت بود ، جان خود را در طبق اخلاص نهاده ، و سرجاى پيامبر در فراش او خوابيد . و معلوم است كه تمام اين مشكلات و تحمّل رنجها ، دعوت به رياست است ، يعنى وجوب اطاعت مطلقه مردم از آنها ؛ أمّا رياست الهى و معنوى ، كه ملازم با اين دربدرىها و خون جگرىها ست ، نه تكيه زدن برتخت و تاج استكبار ، و مردم معصوم و بى گناه را عبد و بنده خود قرار دادن ، و در زير مهميز خود كشيدن . « ز عشق تا به صبورى هزار فرسنگ است » جناب عمر كه از أمير المؤمنين ( ع ) حِرصْ به رياست را خرده مىگرفت ؛ رياست از ديدگاه تنگ و تاريك خود او بود . او برخود و تلاش‌هاى خود قياس كرده بود ، كه زحمات ، و سفارش ها ، و وصيّت ها ، و آيات قرآن را به بوته نسيان سپرده ، و براى رياست ، همه را به ثمن بَخْس فروخت . ولى منظر و ديدگاه أمير المؤمنين ( ع ) در رياست جاى ديگرى است ، وافق آن فضاى عالىو واسعى را اشغال مىكند كه اين آراء و اهواء بدان راه ندارد .
كار پاكان را قياس از خود مگير * گرچه باشد در نوشتن شير شير
اگر أمير المؤمنين ( ع ) طالب رياست و امارت غير الهى بود ، در همان اوان رحلت رسول اللّه دست به قبضه شمشير مىبرد ، و همه مخالفين را مخذول و منكوب مىنمود ؛ و چنين توانائى و قدرتى داشت . ولى چون اسلام را در خطر مىديد ، از اين امارت گذشت ، و دندان برجگر گذارد ، و صبر را پيشه ساخت در حالى كه در
امام شناسى (فارسى) — صفحة 120 | السيد محمد حسين الطهراني