امامت و رياست نسبت به خلق خدا درباره شخص لايقى كه از هواى نفس گذشته ، و از جزئيّت به كليّت پيوسته است ، همين طور است . او پدر امَّت مُدير و مربّى و مراقب ، و سرپرست خلق خداست ، و حميم و دلسوز براى همه ؛ آنى در راحت بسر نمىبرد ، و لحظهاى از فكر در تدارك امور مردم غافل نمىماند .
او امامت و رياست را وظيفه وجدانى و عقلى و شرعى خود مىبيند ، و براى وصول بدان تلاش مىكند ، و از پاى نمىنشيند ، و نمىتواند بنشيند .
پيامبر اكرم و أمير المؤمنين - عليهما الصّلاة و السّلام - دو پدر امَّت هستند . أنَا وَ عَلِىُّ أَبُوا هَذِهِ الْامِّة . پيامبر فرمود كه : من و على دو پدر اين امَّت هستيم . و همين طور كه پيامبر به نصّ قرآن كريم در حفظ و هدايت و ارشاد مردم به توحيد و برقرارى عدل در ميان بشر حريص است ، على بن أبىطالب كه صنو و همتاى او ، و وزير و برادر اوست نيز حريص است ، و نمىتواند آرام بگيرد ، و بدون تفاوت باشد .
پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حريص بر هدايت مردم بود
درباره پيغمبر اكرم ، خداوند تبارك و تعالى خطاب به مردم مىفرمايد :
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ .
« 1 »
« به تحقيق كه به نزد شما آمد پيامبرى از نفوس خود شما كه مشكلات و سختيهاى شما براى او بسيار ناگوار است ، براى هدايت و سعادت شما حريص است ، و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است . »
آيا حرص بر هدايت مردم ، بدون پيروى و متابعت آنها مىشود ؟ و آيا پيروى و اطاعت آنها بدون رياست و لزوم متابعت ممكن است ؟ بر همين اساس بودكه مشركان و كافران ، پيامبر را در آزار و اذيّت و تهمت و تمسخر قرار مىدادند چون لازمه پيامبرى رياست است . و ايشان رياست پيامبر را مزاحم با رياست خود مىدانستند . فلهذا براى حفظ رياست خود كه معارضه با رياست پيامبر داشت انكار نبوّت او را مىكردند ، تا بالملازمه از رياست سافط گردد .
اما پيغمبر رحيم پيوسته در بيرون كشيدن ايشان از افكار و آراءِ جاهلى ، و از آداب و عادات بهيمى حريص بود . شب و روز نداشت ؛ گرسنه و تشنه ، سنگ بر
هامش
( 1 ) . آيه 128 ، از سوره 9 : توبه .