تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
بارى با وجود اين نصوص كه از رسول خدا رسيده و به علىّبن‌أبىطالب عنوان امارت داده است ، و او را امير و رئيس و سپهسالار مسلمين خوانده است ، و در هر امرى او را بصيرتر ، واقف‌تر ، و استوارتر شمرده است ، شرم آور نيست كه به عذر جوانى او را كار بر كنار دارند ، و شيوخ و پيرانى كه به هيچ وجه من الوجوه قابل مقايسه با آن حضرت نيستند برسر كار آرند ؟ اگر جوان بودن مانع از امارت و حكومت بود پس چرا رسول خدا اسامَة بن زَيْد را رياست لشكر داد ؟ با اينكه جوان بود و سنّش در حدود بيست سال و قدرى كمتر بود ، و شيوخ و پيران قريش همچون أبو بكر و عمر را تابع و پيرو او در لشگر قرار داد ، « 1 » و امر نمود كه جيش حركت كند و در حركت آن تسريع به عمل آرند . چگونه جايز است جوان بيست ساله‌اى رئيس و امير أبو بكر و عمر شود ؟ و بعد از ارتحال رسول خدا كه أبو بكر بر اريكه خلافت تكيه غاصبانه زد ، بر همين اساس اسامَة را از رياست لشكر عزل نكرد ، و با آنكه اسامَة جوان بود أبو بكر گفت : من از رياست لشگر او را عزل نمىكنم چون رسول خدا اين جوان را نَصْب كرده است ، و من مخالفت امر رسول خدا را نمىكنم . و حتىّ در وقتى كه عمر به عزل او اصرار داشت أبو بكر عصبانى شده و ريش عمر را گرفت و كشيد ، و به او تهديد كرد كه چگونه من مخالفت رسول خدا را كنم ، ! رسول خدا او را نصب نموده و من عزل كنم ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) . ابن أثير جَزَرى در « الكامل فى التاريخ » طبع بيروت سنه 1385 هجرى درج 2 ، ص 317 گويد : در محرّم از سنه يازدهم لشگرى را براى شام تجهيز كرد ، و امير آن لشگر را اسامَة قرار داد . اسامَة فرزند زيد پسر خوانده حضرت بود . حضرت او را امر كرد كه : اسبان تجهيز شده را تا مرز بلقاء و داروم از زمين فلسطين ببرد . منافقين در امارت و رياست اسامَة به گفتگو پرداختند و گفتند : يك جوان را بر قسمت اعظم از مهاجرين و انصار امير گردانيده است . رسول خدا ( ص ) فرمود : إنْ تطعنوا فى إمارته فقد طَعَنْتُم فى إمارة أبيه من قبلُ ؛ و إنّه لخليقُ للإمارة ، و كان أبوه خَليقاً لها . و أوْعَبَ مع اسامَة المهاجرونَ الأوَّلون منهم : أبو بكر و عُمَر : « اگر شما در امارت و رياست اسامَة زبان به طعن و ايراد گشوديد چيز تازه‌اى نيست چون در امارت و رياست پدرش نيز قبل از اين زبان به طعن و ايراد گشوديد . و به درستى كه حقّاً اسامَة سزاوار براى رياست است ، همچنانكه پدرش نيز سزاوار براى رياست بود . حضرت براى تجهيز جيش اسامَة تمام مهاجرين سابقين و پيشين را كه از جمله ايشان أبو بكر و عُمَر بودند بسيج كرده و همگى با اسامَة بسيج شدند » ابن اثير ، ج 2 ، ص 335 . ( 2 ) - « شرح نهج‌البلاغه » ابن ابى الحديد ، بيست جلدى ، ج 17 ، ص 183 ، و « الكامل فى التاريخ » ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 335 .