از جريان خطبه رسول الله ، عمر على را ملاقات كرد و گفت : گوارا باد تو را اى پسر أبو طالب ! صبح كردى در حالى كه مولاى هر مرد مؤمن و هر زن مؤمنهاى هستى » !
هفتم : فقيه ابنُ الْمَغَازلى در « مناقِب » با سند ديگر ، و خطيب خوارزمى در « مناقِب » با سند ديگر بدين عبارت آوردهاند كه : فِانْصَرَفَ عَلِىُّ قَرِيرَ الْعَيْنِ فَأتْبَعَهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ : بَخٍّ بَخٍّ يَا أبَا الْحَسَنِ ! أصْبَحْتَ مَوْلَاىَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ ! « على پس از خطبه رسول اللّه با خوشحالى راه افتاد ، عمر بن خطّاب به دنبال او رفت و گفت : آفرين آفرين اى أبو الحسن ! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمان هستى » !
هشتم : أبو الفتح محمّد بن على نطنزى در « الخصائص العلويه » ، و شيخ الاسلام حَمُّوئى با سند ديگر روايت كردهاند كه : قَالَ عُمَرُ : بَخٍّ بَخٍّ يَا بْنَ أبِى طَالِبٍ ! أصْبَحْتَ مَوْلَاىَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ . « عمر گفت : آفرين آفرين اى پسر أبو طالب ! صبح كردى در حالى كه مولاى من و مولاى هر مسلمان هستى » !
نهم : أبو محمّد عَاصِمى در « زَيْنُ الْفَتَى » با سند ديگر بدين عبارت آورده است كه : قَالَ عُمَرُ : هَنِيئاً لَكَ يَا أبَا الْحَسَنِ ! أصْبَحْتَ مَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ ! « عمر گفت : گوارا باشد بر تو اى أبو الحسن ! صبح كردى در حالى كه مولاى هر مسلمان هستى » !
دهم : أبو السَّعادات ابن اثير شيبانى در « نهايَة » ، و شهاب الدِّين قَسْطَلانى در « الْمَوَاهِبُ اللَّدُنيِّة » بدين عبارت آوردهاند كه : قَوْلَ عُمَرَ لِعَلِىٍّ : أصْبَحْتَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ . « گفتار عمر به على : صبح كردى در حالى كه مولاى هر مؤمنى هستى » !
يازدهم : عِزُّالدِّين ابن اثير شيبانى بدين عبارت آورده است كه : عُمَر گفت : يَا ابْنَ أبِى طَالِبٍ ! أصْبَحْتَ الْيَوْمَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ . « 1 » « اى پسر أبو طالب ! امروز صبح كردى در حالى كه مولاى هر مؤمنى مىباشى » !
بارى اينها بعضى از رواياتى بودكه دلالت داشت بر اينكه شيخين اقرار و اعتراف به ولايت أمير المؤمنين ( ع ) داشتهاند و ليكن ولايت را به معنائى غير از امامت و امارت و خلافت حمل مىكردهاند تا با امارت و حكومت آنها مخالفتى نداشته باشد . و اين حمل ، صحيح نيست زيرا با وجود تنصيص اهل لغت و اشعار
هامش
( 1 ) - « الغدير » ج 1 ، ص 272 تا ص 283 .