خدا را ابلاغ كردى ، و امّت را نصيحت نمودى ! و جدّيّت و كوشش كردى ! پس خداوند تو را پاداش خير دهد ! پيغمبر فرمود : آيا شما اينطور نيستيد كه شهادت دهيد كه : معبودى جز خداوند نيست ! و محمّد بندهء او و فرستادهء اوست ! و اينكه بهشت خدا حقّ است ! و جهنّمش حقّ است ! و مرگ حقّ است ! و اينكه ساعت قيامت بدون شكّ مىرسد ! و خداوند مردگان را از ميان قبرها برمىانگيزد ؟ ! همه گفتند : آرى ! ما بدين مطالب گواهى مىدهيم ! پيغمبر عرض كرد : بار پروردگارا شاهد باش ! و سپس فرمود : اى مردم ! آيا نمىشنويد ؟ ! گفتند : آرى ! پيغمبر فرمود : من در اين راه خدا و قيامت ، جلودار هستم ، و پيشاپيش حركت مىكنم ، و شما بعدا مىرسيد ، و در كنار حوض كوثر بر من وارد خواهيد شد ! حوضى كه مساحتش به اندازهء فاصلهء صنعاء يمن و بصرى در شام است ! در آن براى آب برداشتن قدحهائى است به أندازهء تعداد ستارگان آسمان . و آن ظرفها از نقره است ! پس ملاحظه كنيد و نظر نمائيد كه : چگونه جانشينى و خلافت مرا در دو چيز نفيس و گرانبها كه از خود به يادگار مىگذارم رعايت مىكنيد ، و چگونه مرا در آن دو نگاه مىداريد ؟ ! يك نفر از ميان آن مردم ندا كرد : اى پيغمبر خدا ! مراد شما از دو چيز نفيس و گرانبها چيست ؟ ! فرمود : متاع نفيس بزرگتر : كتاب خداست ، كه يك طرف آن به دست خداوند عزّ و جلّ است ، و يك طرف ديگر آن به دستهاى شماست ! پس بدان تمسّك كنيد و محكم بگيريد كه گمراه نشويد ! و متاع نفيس كوچكتر : عترت من است ، و خداوند لطيف و خبير مرا آگاه كرده است كه : اين دو متاع نفيس هيچگاه از يكديگر جدا نمىشوند ، تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . و من اين عدم افتراق و جدائى را براى آن دو از پروردگارم تقاضا نمودهام ! اى مردم از اين دو چيز جلو نيفتيد كه هلاك مىشويد ! و دربارهء آنها كوتاه نباشيد كه هلاك مىشويد ! سپس دست على را گرفت و بلند كرد ، به طورى كه سپيدى زير بغل هر دوى آنها
امام شناسى (فارسى) — صفحة 71
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧١