تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
خوشايند دارم كه تو پس از من إمام و هادى أمّت باشى . 8 - پس اى مردم ! هر كس كه من مولاى او هستم ، اينك على ولىّ اوست ! و شما مردم ياران صديق و مواليان راستين او در هر حال بوده باشيد ! 9 - در آنجاست كه پيامبر دعا كرد : بار پروردگار من ! تو ولايت كسى را داشته باش كه او ولايت على را دارد ! و نسبت به كسى كه با على خصومت ورزد ، دشمن باش . 10 - اى پروردگار من ! تو يارى كن كسانى را كه على را يارى مىكنند به جهت يارى كردنشان . على آن پيشواى هدايت است كه همچون ماه شب چهاردهم ظلمت‌ها را مىشكافد ، و تاريكىها را نور مىبخشد » .

[ خطبهء ديگر رسول خدا صلّى الله عليه و آله در غدير خمّ ]

چون حسّان اين اشعار را إنشاد كرد ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به او فرمودند : يا حسّان لا تزال مؤيّدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك . « 1 » « اى حسّان تو پيوسته از طرف روح القدس تأييد مىشوى ، تا هنگامى كه ما را با زبانت يارى كنى » ! احمد بن ابى يعقوب ابن واضح كاتب عبّاسى ، معروف به يعقوبى مىگويد : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شبانه از مكّه به سمت مدينه رهسپار شد و به محلّى در نزديكى جحفه رسيد كه به آن غدير خمّ مىگويند ، و اين در وقتى بود كه هجده شب از ماه ذوالحجّه گذشته بود : و قام خطيبا و أخذ بيد علىّ بن ابى طالب فقال : أ لست اولى بالمؤمنين من انفسهم ؟ قالوا : بلى يا رسول الله . قال : فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه ، اللهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه . ثمّ قال أيّها النّاس ! انّى فرطكم و أنتم واردىّ على الحوض ، و انّى سائلكم حين تردون علىّ عن الثّقلين ، فانظروا كيف تخلفونى فيهما . و قالوا : و ما الثّقلان يا رسول الله ؟ ؟ ! قال : الثّقل الأكبر كتاب الله سبب طرفه بيد الله و طرف بأيديكم ، فاستمسكوا به و لا تضلّوا و لا تبدّلوا ، و عترتى أهل بيتى « 2 » . پيغمبر به خطبه برخاست و دست على بن ابي طالب را گرفت و گفت : آيا من به مؤمنان سزاوارتر به آنها از آنها نيستم ؟ ! گفتند : آرى اى رسول خدا . گفت :
هامش
( 1 ) - « تفسير أبو الفتوح رازى » طبع مظفّرى ، ج 2 ، ص 193 . ( 2 ) - « تاريخ يعقوبى » طبع بيروت سنهء 1379 : ج 2 ، ص 112 .